تاریخ انتشار خبر: 23 مهر 1405 | 00:04:18
کد خبر : 17292
در ضرورت صیانت از وفاق ملی در برابر گسل‌آفرینی‌های نخبگانی

وقاحت به‌نام تاریخ‌پژوهی؛ وقتی «لیلاز» هویت قوم لر را هدف عقده‌گشایی قرار می‌دهد

به گزارش خبرگزاری هما زاگرس؛ تقلیل تاریخ پرافتخار ایران و توهین به مفاخر زاگرس‌نشین با ادبیاتی سخیف، مرز میان نقد علمی و هتاکی قومی را محو کرد. بی‌اخلاقی اخیر سعید لیلاز علیه قوم لر و وکیل‌الرعایا، سندی دیگر بر لزوم برخورد قانونی و افکار عمومی با گسل‌آفرینان فرهنگی است، به همچنین جهت هئیت تحریریه هما […]


به گزارش خبرگزاری هما زاگرس؛ تقلیل تاریخ پرافتخار ایران و توهین به مفاخر زاگرس‌نشین با ادبیاتی سخیف، مرز میان نقد علمی و هتاکی قومی را محو کرد.

بی‌اخلاقی اخیر سعید لیلاز علیه قوم لر و وکیل‌الرعایا، سندی دیگر بر لزوم برخورد قانونی و افکار عمومی با گسل‌آفرینان فرهنگی است، به همچنین جهت هئیت تحریریه هما زاگرس در پاسخ به این اهانت جوابیه صادر کردند که به شرح ذیل است.

بسم‌الله الرحمن الرحیم

سخنان اخیر آقای سعید لیلاز و کاربرد ادبیاتی سخیف و توهین‌آمیز پیرامون یکی از خوش‌نام‌ترین و مردمی‌ترین چهره‌های تاریخ ایران—کریم‌خان زند—و پیوند زدن بی‌مایهٔ آن به هویت قوم شریف و تاریخ‌ساز «لُر»، نمونه‌ای آشکار از سقوط اخلاق تحلیلی و گرفتار شدن در ورطهٔ شوونیسم و تحقیر قومی است.

شنیدن چنین تعابیر سبک و کوچه‌بازاری از کسی که خود را تحلیل‌گر و پژوهشگر تاریخ و اقتصاد معرفی می‌کند، بیش از آنکه لطمه‌ای به پیشینهٔ درخشان و زلال مردم لر وارد کند، سند رسوایی عیار مدعیان روشنفکری و فقر مفرط متانت علمی در نگاه آنان است. در این‌باره یادآوری چند نکته تاریخی و اخلاقی ضروری است:

نقد عملکرد یک دوره تاریخی یا یک زمامدار، حق هر پژوهشگری است؛ اما تخطئه یک شخصیت تاریخی با برچسب زدن به قومیت او و تمسخر هویت اصیل زاگرس‌نشینان، نه «تحلیل تاریخی» بلکه «عقده‌گشایی و هتاکی» است. تکرار کلیشه‌های منسوخ شبه‌روشنفکری علیه هویت‌های اصیل ایرانی، از سرزمینی که قرن‌ها پاسدار مرزها و تمامیت ارضی این آب‌وخاک بوده، حاکی از غفلت و نخوت متکلمان آن است.

آقای لیلاز اگر کمترین بهره‌ای از منابع معتبر تاریخی داشت، می‌دانست که در روزگار پرآشوب پس از فروپاشی صفویه و افشاریه، همین زمامدار ایل زند بود که برخلاف پادشاهان دیگر، عنوان مغرورانه «شاه» را نپذیرفت، خود را «وکیل‌الرعایا» نامید، دادگستری و بازسازی اقتصادی را بر کشور حاکم کرد و امنیت، رفاه و آرامش را به مردمی بازگرداند که از جنگ‌های ویرانگر به ستوه آمده بودند. ارزیابی حاکمی که حافظ شیراز و فرهنگ و عمران ایران را احیا کرد با ادبیاتی سخیف و اهانت‌آمیز، تنها شأن گوینده‌اش را فرو می‌کاهد نه عظمت وکیل‌الرعایا را.

قوم غیور لر نیازی به تأیید یا تکذیب امثال آقای لیلاز ندارد. صفحات زرین تاریخ ایران از دلاوری‌های مشروطه‌خواهان بختیاری و لر در فتح تهران و استقرار قانون، تا پایمردی و تقدیم هزاران شهید در تنگه‌ها و جبهه‌های دفاع از تمامیت ارضی کشور

گواه صادقی است بر اینکه زاگرس و مردمانش همواره ستون فقرات و دژ تسخیرناپذیر ایران بوده‌اند. تحقیر این پیشینه کهن با واژگانی ناپسند، توهین به تمامیت تاریخ و همبستگی ملی ایرانیان است.

حفظ وفاق و پیوند اقوام، خط قرمز هر ایرانی دلسوز و متعهد است. اهانت نسنجیده به فرهنگ و مفاخر اقوام شریف ایرانی، آن هم در شرایطی که جامعه بیش از هر زمان نیازمند انسجام و احترام متقابل است، گناهی نابخشودنی و حرکتی در مسیر گسل‌آفرینی‌های قومی است.

کمترین انتظار افکار عمومی، مردم غیور زاگرس و جامعه فرهنگ‌دوست ایران، عذرخواهی رسمی، صریح و بدون توجیه آقای سعید لیلاز از مردم شریف لر و جامعه ایرانی است. آنان که سودای سخنوری و نقد دارند، پیش از داوری درباره تاریخ، بهتر است آداب سخن گفتن، پرهیز از توهین و مرز میان نقد علمی و ابتذال کلامی را بیاموزند.