تاریخ انتشار خبر: 21 مهر 1405 | 11:11:37
کد خبر : 17280
واکاوی ابعاد جنگ اقتصادی و ضرورت صیانت از سرمایه اجتماعی در گفت‌وگو با «هما زاگرس»؛

سیدمهران رفیعی: برای سودِ یک مشت دلار و سکه، اقتصاد ایران را قربانی نکنیم / انسجام ملی با شفافیت و پاسخگویی ساخته می‌شود، نه با شعار

سیدمهران رفیعی، از فرمانداران سابق و باتجربه استان خوزستان، در گفت‌وگویی تفصیلی با خبرگزاری «هما زاگرس» با اشاره به تغییر آرایش دشمن از تقابل نظامی به «فشار حداکثری اقتصادی»، بر ضرورت تفکیک میان دغدغه مردم برای حفظ ارزش دارایی‌هایشان با پدیده شوم قیمت‌سازی و سودجویی تأکید کرد و گفت: «همان‌طور که نباید با التهاب‌آفرینی درونی به تحریم‌های خارجی سوخت رساند، نمی‌توان از مردمی که هر روز کوچک‌تر شدن سفره خود را می‌بینند صرفاً صبر خواست و درباره سهم تصمیم‌های داخلی و برنامه‌های مهار تورم پاسخ روشنی نداد.»

گروه سیاسی – اقتصادی خبرگزاری هما زاگرس؛ امروز اقتصاد ایران در میانه میدان پیچیده‌ای از فشارهای بیرونی و چالش‌های درونی قرار گرفته است. از یک‌سو بازگشت سیاست موسوم به «فشار حداکثری» کاخ سفید با هدف صفر کردن صادرات نفت و قفل کردن دسترسی‌های مالی، و از سوی دیگر، التهاب‌های روانی در بازار ارز و طلا و دغدغه‌های معیشتی شهروندان، ضرورت نگاهی واقع‌بینانه، منصفانه و ملی به شرایط کنونی را دوچندان کرده است.

برای واکاوی این وضعیت و بررسی نسبت میان «مسئولیت شهروندی در پرهیز از دوقطبی و التهاب» و «مسئولیت حاکمیتی در پاسخگویی و ثبات‌بخشی به اقتصاد»، خبرنگار خبرگزاری هما زاگرس به سراغ سیدمهران رفیعی، از مدیران باسابقه اجرایی و از باتجربه‌ترین فرمانداران سابق خوزستان رفته است. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

هما زاگرس: جناب آقای رفیعی، امروز کشور در شرایطی قرار دارد که تمرکز اصلی فشارهای خارجی بر معیشت و اقتصاد متمرکز شده است. به عنوان مدیر اجرایی باسابقه‌ای که تجربه مدیریت در استان استراتژیکی همچون خوزستان را در کارنامه دارید، تحلیل شما از تغییر فاز تقابل‌ها علیه ایران چیست؟

سیدمهران رفیعی: ابتدا باید بر این حقیقت بنیادین تأکید کنم که ایران فقط یک نام روی نقشه نیست؛ ایران خانه ما، تاریخ ما و شرافت ماست. سرزمینی است که در پنج دهه گذشته، در برابر فشارها و بحران‌های بزرگی ایستاده است؛ از جمله دو جنگ تحمیلی سنگین و رویارویی‌های مستقیم و غیرمستقیم آمریکا و اسرائیل که با پشتیبانی برخی کشورهای منطقه همراه بود، اما در برابر ایستادگی و رشادت جوانان غیور این آب‌وخاک به اهداف خود نرسید.

تحلیل من این است که هنگامی که فشار نظامی نتوانست آنچه طراحانش می‌خواستند را محقق کند، میدان فشار به عرصه‌ای دیگر کشیده شد؛ عرصه‌ای که این‌بار اقتصاد، معیشت، پول ملی و زندگی روزمره مردم را هدف قرار می‌دهد. به بیان روشن‌تر، وقتی جنگ نظامی به نتیجه مطلوب نرسید، آمریکا به جنگ اقتصادی و سیاست فشار حداکثری روی آورد.

هما زاگرس: با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و احیای دوباره سیاست «فشار حداکثری»، شاهد نوساناتی در بازار ارز و طلا هستیم. مرز میان واقعیت تحریم‌های خارجی و التهاب‌های روانی در داخل بازار را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سیدمهران رفیعی: ببینید، امروز ایران در میانه فشارهای سنگین اقتصادی قرار دارد؛ فشارهایی که بخش مهمی از آن از سیاست‌های تحریمی ایالات متحده سرچشمه می‌گیرد. دونالد ترامپ در بازگشت به کاخ سفید، سیاست موسوم به «فشار حداکثری» علیه ایران را دوباره فعال کرد؛ سیاستی که هدف اعلام‌شده آن تشدید فشار اقتصادی، محدود کردن درآمدهای نفتی، دشوار کردن دسترسی مالی و رساندن صادرات نفت ایران به صفر است. بنابراین آنچه امروز در اقتصاد ایران جریان دارد را نمی‌توان صرفاً با هیجان، شایعه یا تحلیل‌های سطحی توضیح داد؛ فشار خارجی واقعیتی است که آثار آن می‌تواند مستقیماً به سفره مردم منتقل شود.

اما پرسش اساسی اینجاست که اگر فشار از بیرون وجود دارد، چرا باید از درون نیز به آن سوخت برسانیم؟ اگر ترامپ و سیاست فشار حداکثری می‌خواهد با تحریم، درآمد نفتی را محدود کند، دسترسی مالی ایران را دشوار سازد و اقتصاد کشور را تحت فشار قرار دهد، پاسخ عاقلانه این نیست که خودمان با شایعه، احتکار، التهاب، بی‌اعتمادی و سودجویی، هزینه این فشار را چند برابر کنیم. وطن‌دوستی یعنی اجازه ندهیم فشار اقتصادی خارجی به فرصتی برای فروپاشی اعتماد اجتماعی و ضربه زدن از درون تبدیل شود.

هما زاگرس: در این میان، گاهی نقدهایی مطرح می‌شود که چرا مردم به سمت خرید طلا و ارز می‌روند. آیا می‌توان شهروندانی را که نگران آب رفتن پس‌انداز خود هستند، با سودجویان بازار در یک کفه ترازو قرار داد؟

سیدمهران رفیعی: قطعاً خیر؛ باید در این زمینه بسیار منصف و دقیق بود. دلار و سکه برای بسیاری از مردم نه ابزار بی‌توجهی به کشور، بلکه تلاشی برای حفظ ارزش دارایی و پس‌انداز در برابر تورم و کاهش قدرت خرید است. بنابراین نمی‌توان هر شهروندی را که برای حفظ سرمایه خود به بازار ارز یا طلا مراجعه می‌کند، متهم کرد.

اما میان «حفظ ارزش دارایی» و «سوءاستفاده از اضطراب جامعه» فاصله‌ای جدی وجود دارد. شایعه‌سازی، احتکار، ایجاد التهاب مصنوعی، قیمت‌سازی و سودجویی از ترس مردم، مسئله‌ای کاملاً متفاوت است؛ زیرا وقتی جامعه تحت فشار اقتصادی قرار دارد، هر موج هیجانی می‌تواند نگرانی را تشدید کند و هزینه آن در نهایت از جیب همان مردمی پرداخت شود که بیش از همه از بی‌ثباتی آسیب می‌بینند. برای سودِ یک مشت دلار و سکه، نباید اقتصاد ایران را قربانی کنیم.

هما زاگرس: جناب رفیعی، بخش مهمی از افکار عمومی معتقدند که در کنار تحریم‌ها، نحوه مدیریت و تصمیم‌گیری‌های داخلی نیز در وضعیت فعلی نقش دارد. وظیفه مسئولان و سیاست‌گذاران در قبال مردم در این شرایط چیست؟

سیدمهران رفیعی: دقیقاً به نکته بسیار مهمی اشاره کردید. در همین نقطه، حقیقت دیگری را نیز نباید پنهان کرد و آن این است که مسئولیت مقابله با فشار اقتصادی فقط بر دوش مردم نیست. نمی‌توان از شهروندی که هر روز کوچک‌تر شدن سفره خود را می‌بیند، صرفاً صبر و فداکاری خواست، اما درباره تورم، کاهش قدرت خرید، بی‌ثباتی بازار و آینده معیشت او پاسخ روشن نداد.

مردم حق دارند بپرسند چرا ارزش پول ملی کاهش یافته است، چرا هزینه زندگی افزایش یافته، چه برنامه‌ای برای حفظ قدرت خرید آنان وجود دارد، چگونه قرار است آثار تحریم و فشار خارجی مدیریت شود و مهم‌تر از همه، سهم تصمیم‌های داخلی در کنار فشارهای خارجی چیست. دفاع از کشور نباید به معنای نادیده گرفتن رنج اقتصادی مردم باشد؛ همان‌گونه که اعتراض به مشکلات اقتصادی نیز نباید بهانه‌ای برای نادیده گرفتن فشارهای خارجی شود.

هما زاگرس: به عنوان سخن پایانی، راهکار شما برای عبور از این شرایط و جلوگیری از فرسایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی چیست؟

سیدمهران رفیعی: اگر سیاست فشار حداکثری با هدف تحت فشار قرار دادن اقتصاد ایران طراحی شده است، نباید اجازه دهیم این فشار، شکاف میان مردم را عمیق‌تر کند. ایران نباید از دو سو فرسوده شود؛ از بیرون با فشار و از درون با بی‌اعتمادی. در برابر فشار خارجی، انسجام ملی یک سرمایه است؛ اما انسجام ملی با شعار ساخته نمی‌شود. با شفافیت، عدالت، پاسخگویی، ثبات اقتصادی و احترام به رنج واقعی مردم ساخته می‌شود. اگر کسی در بیرون برای تضعیف ایران برنامه‌ریزی می‌کند، پاسخ ما نباید تضعیف خودمان باشد؛ و اگر کسی در داخل از آشفتگی بازار سود می‌برد، نباید اجازه داد اضطراب مردم به سرمایه او تبدیل شود.

ایران خانه همه ماست؛ خانه‌ای که حفظ آن با عقلانیت، انصاف، مسئولیت، شفافیت و همبستگی ملی ممکن است. برای یک مشت دلار و سکه، وطن و شرافتمان را نفروشیم؛ اما فراموش نکنیم که وطن‌دوستی فقط ایستادن در برابر فشار خارجی نیست، بلکه دیدن حقیقت رنج مردم، مطالبه پاسخگویی، مقابله با فساد و سودجویی و تلاش برای ساختن اقتصادی باثبات‌تر نیز بخشی از همان مسئولیت ملی است. اگر جنگ نظامی نتوانست اراده این ملت را درهم بشکند، نباید اجازه دهیم جنگ اقتصادی و التهاب داخلی، اعتماد و همبستگی ما را فرسوده کند.