به گزارش خبرگزاری هما زاگرس؛ ملک محمد مکوندی فعال سیاسی اجتماعی در یادداشتی باعنوان: فرصت های از دست رفته، تعلل در تصمیم گیری بزرگترین خسارت برای یک کشور عادت کردن به فرصت سوزی است، تجربه نشان داده از دست رفتن فرصت ها،هزینه های اجتماعی و اقتصادی بالایی برکشور تحمیل می نماید که گاها غیر قابل […]
به گزارش خبرگزاری هما زاگرس؛ ملک محمد مکوندی فعال سیاسی اجتماعی در یادداشتی باعنوان: فرصت های از دست رفته، تعلل در تصمیم گیری

بزرگترین خسارت برای یک کشور عادت کردن به فرصت سوزی است، تجربه نشان داده از دست رفتن فرصت ها،هزینه های اجتماعی و اقتصادی بالایی برکشور تحمیل می نماید که گاها غیر قابل جبران است.
بنابراین به جای ماندن درچرخه تردید رویکردی لازم است که هرگاه توافقی بر اساس منافع و مصلحت ملی وعقلانیت سیاسی با تشخیص بالاترین ارگان های تصمیم گیر صورت گیرد امکان عملیاتی پیدا کند و با قاطعیت به مرحله اجرا برسداین نگاه می تواند از تکرار هزینه های گذشته جلوگیری کند و زمینه ساز ثبات و پیشرفت پایدار در کشور شود.
در تاریخ معاصر ایران عدم تصمیم گیری های بزرگ وبه موقع در بزنگاه های تاریخی براقتصاد، توسعه و رفاه و روابط اجتماعی کشور تاثیر بلند مدت گذاشت و مردم متحمل هزینه های سنگین و کمرشکنی شدند که در زمان حاضر اثرات آن بر جامعه ایران هویداست، تورم افسار گسیخته، نقدینگی بی رویه، صفر شدن نرخ سرمایه گذاری و استهلاک سرمایه های قبلی، کاهش شدید نرخ تولید ملی و داخلی، کاهش ارزش پولی ملی، ابربحران های کم آبی و محیط زیست و…..، حاصل عدم تصمیم گیری در مقاطع حساس و سرنوشت ساز است.
نکته ای که نزد عده ای در کشور مغفول مانده این است که در مذاکره به شرایط برد،برد و منافع طرفین توجه نمی کنند و عمدتا خواهان تسلیم و یا توافق یکطرفه هستند که طبیعتا مورد توافق طرف مقابل نخواهد بود.
توافق زمانی معنا پیدا می کند که منافع طرفین را درعمل تامین کند و نتایج ملموس برای طرفین داشته باشد.تجربه نشان داد توافقات یکطرفه هیچگاه موفق نبودند کما اینکه توافق یک طرفه متفقین با آلمان در جنگ جهانی اول پایدار نماند و منجر به جنگ جهانی دوم شد.
اهم فرصت سوزی طی ۴۸ سال گذشته:
۱- فرصت سوزی در جنگ تحمیلی: بنابر اظهار نظر برخی کارشناسان این جنگ می تواست در مقطع زمانی جلوتر و با امتیازات بیشتر برای ایران به پایان برسد نه درشرایط اضطرار و با عدم دریافت غرامت،
۲- فرصت سوزی در برجام ۲۰۱۵برجام توانست ۶ قطعنامه شورای امنیت را لغو کند، غنی سازی اورانیوم توسط ایران را به رسمیت بشناسد به برنامه هسته ای ایران مشروعیت بین المللی ببخشد، برنامه ای که طبق قطعنامه ۱۹۲۹ از نظر شورای امنیت ملل متحد ممنوعه بود اما طبق قطعنانه ۲۲۳۱ شورای امنیت مشروعیت بین المللی پیداکرد، امتیازی که تا کنون هیچ کشوری نتوانست از شورای امنیت بگیرد.
پروژه امنیتی سازی ایران که ایران رابعنوان یک تهدید امنیتی به جهان معرفی می کرد از بین رفت، زمانی که جهان یک کشور را بعنوان تهدید بپذیرد می تواند هر بلایی سر آن بیاورد همان بلایی که سر صدام و قذافی امد. تصویب و اهمیت این بند در حمله اخیر امریکا و اسرائیل به ایران و عدم همراهی ناتو و اروپا و سایر متحدین امریکا به خوبی اثر خود را نشان داد.
لغوکلیه تحریم های اولیه و ثانویه بانکی و غیر بانکی،فروش آزادانه نفت با قیمت بالا و برگشت ارز به داخل کشور، اتصال به نظام مالی جهان، آزاد شدن ۱۰۰ میلیارد ذخایر ارزی در خارج از کشور از جمله توافقات برجام بود توافق برجام باعث کاهش نرخ تورم در دولت اول روحانی شد، بطوریکه برای اولین بار تورم تکرقمی شد نرخ رشد اقتصادی به صورت چشم گیری بالا رفت نکته ای که عمدتا از سوی مخالفین به آن اشاره می شد وجود بند مکانیزم ماشه در برجام بود که اولا این بند در صورت عدم اجرای تعهدات ایران، قابلیت اجرایی پیدا می کرد.
ثانیا مدت دار بود کما اینکه پس از خروج یکجانبه ترامپ از برجام و متعاقب ان اجرای مکانیسم ماشه توسط کشورهای اروپایی، با توجه به گذشت زمان و وتوی چین و روسیه با همین ادله گذشت زمان و اینکه ایران به تعهدات خود عمل کرد، تحریم های ۶ قطعنامه بین المللی برقرار نشد و عملا لغو شدند،
۳- فرصت از دست رفته توافقات ایران با آمریکا در روند احیای برجام،احیای برجام در دولت بایدن در سال ۱۴۰۰ که به نقل قول از رئیس جمهور وقت، عراقچی توانست امتیاز های خیلی خوبی از امریکا بگیرد.
بر اساس توافق جدید نه تنها تحریم های قبلی برداشته شد بلکه هر چه ترامپ هم اضافه کرده بود،برداشته می شد. توافق شد سپاه پاسداران از لیست تروریستی حذف و تحریم های بیت رهبری برداشته شود و بسیار مسائل دیگر،این توافق تحت تاثیر انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ قرار گرفت، علی رغم اینکه دولت وقت توافق نمود امتیاز آن بنام رئیس جمهور و دولت بعدی باشد اما نهایتا با مصوبه مجلس انزمان و با هماهنگی دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی اجازه امضاء داده نشد و این فرصت طلایی از دست رفت.دولت بعدی تلاش زیادی انجام داد اما تفاهمی صورت نگرفت
۴- فرصت سوزی در تفاهمنامه اسلام آباد: در حالی که همگان اذعان می کردند تفاهمنامه اسلامآباد به نفع ایران است و اسرائیلی ها برای آن ماتم گرفته بودند عده ای در ایران انرا خیانت می خواندند و انواع و اقسام دشنام ها را نثار پزشکیان و قالیباف و عراقچی کردند و به شکل خارج از عرف و ناجوانمردانه تهمت های زیادی به مذاکره کنندگان نسبت دادند، و در اخر با نظریات همین افراد همسو با نتانیاهو وبد عهدی امریکا اجرا نشد و تفاهمنامه شکست خورد.
موفقیت هر توافق بین المللی علاوه بر متن حقوقی، نیازمند اعتمادسازی مداوم،اراده سیاسی پایدار و ساز و کار های موثر برای نظارت و رفع اختلافات است.
تجربیات متعدد ازفرصت سوزی ها از جنگ تحمیلی تا برجام و احیای برجام در سال ۱۴۰۰ تا تفاهمات اخیر و از بین رفتن تفاهم اسلاماباد نشان داده تنها چیزی که هزینه ندارد و فاقد ارزش است نابودی سیاست خارجی و نادیده انگاشتن قدرت دیپلماسی، هدر دادن فرصت ها و تحمیل جنگ و ایجاد بحران در کشور است.
مشکل اساسی در کشور عدم درک صحیح از مقتضیات و ملزومات پدیده دیپلماسی و پدیده رسانه است که آن را بدرستی نمی دانیم و نمی شناسیم.
تصور بر این است که این دو پدیده پیوستی بر متن امور دیگر هستند در حالی که اینطور نیست بلکه رسانه و دیپلماسی متن اصلی رویداد ها و رویارویی ها در جهان معاصر هستند و به هیچ وجه امور جانبی محسوب نمی شوند بلکه عناصر اصلی قدرت ملی هستند، این موضوعات در ایران درک و فهم نشدند و هرجا کم می آورند نوبت دیپلماسی می رسد که باید جمعش کند در حالی که دیپلماسی قدرت اصلی در جهان است و یکی از اضلاع مهم مربع قدرت است.
آینده از آن ملت هایی است که از تجربه درس می گیرند تصمیم های دشوار را به موقع می گیرند و آن را اجرا می کنند. اگر توافقی صورت گیرد ارزش ان به اجراست نه امضاء، توافق اجرا نشده تحریم ها را بر نمی دارد،سرمایه جذب نمی کند ارزش پول ملی را حفظ نمی کند.
تولید ناخالص ملی و داخلی را افزایش نمی دهد، رشد و توسعه ای صورت نمی گیرد.آنچه حیاتی است تصمیم گیری و اجرای به موقع است. فرصت ها ماندگار نیستند، تاریخ نشان داده که تاخیر در تصمیمات راهبردی هزینه های سنگینی بر کشور تحمیل می کند.
۱۴۰۵/۶/۱۴