تاریخ انتشار خبر: 28 دی 1399 | 21:41:23
کد خبر : 9656
یادداشتی از حسین علیخانی:

نقش گفتمان جدید و اجماع سازی سیاسی برای حفظ نظام و ایران

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛حسین علیخانی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان:نقش گفتمان جدید و اجماع سازی سیاسی برای حفظ نظام و ایران  گفتمان جدید و مورد نیاز جامعه و اجماع سازی سیاسی و عدالت اجتماعی و اقتصادی مهمترین راهکارهای  برون رفت از مشکلات و  برای پر کردن گسستهای  بین نسلی است که توسط نخبگان بایستی […]

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛حسین علیخانی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان:نقش گفتمان جدید و اجماع سازی سیاسی برای حفظ نظام و ایران 

گفتمان جدید و مورد نیاز جامعه و اجماع سازی سیاسی و عدالت اجتماعی و اقتصادی مهمترین راهکارهای  برون رفت از مشکلات و  برای پر کردن گسستهای  بین نسلی است که توسط نخبگان بایستی اجرا شود تا منافع ملی  ایران اسلامی در حاشیه امن ابربحرانهای آینده  باقی  بمانند؛ البته چهار گفتمانی که تا کنون در این سرزمین تولید شده و  بجز سه گفتمانِ:  «گفتمان دفاع مقدس» «گفتمان سازندگی» «گفتمان اصلاحات» متاسفانه گفتمان عدالت بشدت ضربه خورده و همه حوزه های سیاسی اجنماعی اقتصادی و فرهنگی را دستخوش تغییرات هیجانی کاذب کرده لذا  باید نخبگان ، نقش پذیری خویش را ایفا و این موارد را  باز تولید نمایند. بقول ژوزف اسپنگلر محتوی ذهنی نخبگان و کیفیت اندیشه آنها در فرایند توسعه سیاسی اقتصادی  باید به عنصری بالقوه پویا مبدل و انگیزه رفتار  یا نظریه و عمل جامعه قرارگیرد زیرا تجارب کشورهای شرق آسیا و …

بیانگر همین حرکت و بسیج کننده افکار عمومی و اجماع نظر آنها  بوده که موفقتر عمل کرده اند البته  نمونه های فراوانی در برخی دیدگاههای نخبگان و بالاخص در کلامهای رهبر انقلاب  به وفور دیده می شود تا مجریان  ابزار لازم را دراختیار داشته باشند شاید  با مدیریت بحرانها، فساد از بدنه جامعه کاسته و سیاست زدگی در حوزه عمل و اجرا حذف و اولویت دادن به مردم و احیای نهادهای مدنی وارتباط با دنیا با ایجاد گفتمان جدید، بهبود یابد وکاستیها با فقرزدایی مادی و معنوی به شاخص های تاثیرگذار مسولان مبدل گردد که البته پیش شرط اجماع سازی و تولید جدید گفتمان و اجماع نخبگان با فعالیت های نواندیشانه ی گروهها و احزاب سیاسی و فهم مشترک آنها نسبت به منافع ملی امکان پذیر میشود  یعنی با هضم اندیشه و وجوه مشترک و هنر فراگیر کردن فرهنگِ  تفاوتها و رعایت نسبی بودن  توانییها و تحمل همدیگر  بجای فحاشی و اختلافات و انباشت بحرانها که بشدت ضد ملی است و  بایستی با همبستگی ملی و تولید علم و محصول رقم بخورد موضوع دیگری است  اما  باید بیندیشیم گفتمان دفاع مقدس. سازندگی. اصلاحات و عدالت در ۴۰ سال گذشته چه نتیجه ای داده  و  بجز سه گفتمانِ  نخست آنهم در شرایط خاص؛ موضوع عدالت اجتماعی و عدالت اقتصادی بصورت نسبی هم ایجاد نشده  شایان ذکر است   «گفتمان دفاع مقدس» با مفاهیم خدابـاوری، توکل،ایثار،جهاد،شهادت‌،تقدم منافع جمعی بر فردی و ساده‌زیستی همراه بود و «گفتمان سازندگی» بر پایة توسعة اقتصادی و توجه به زیرساخت‌ها،آبادانی، سازندگی، نوسازی کشور و بسط مناسبات با جهان خارج و «گفتمان اصلاحات»هم با توسعة سیاسی ؛آزادی، گسترش نهادهای مدنی و تشکلهای سیاسی، تکثیر مطبوعات و رسانه‌ها و تنش‌زدایی و توسعة روابط در عرصة بین‌الملل  اما «گفتمان عدالت» که با تمرکززدایی،تفویض اختیارات به استانها،اهتمام  برای آبادانی و تـوسـعة مناطق محروم، حضور  با صلابت در عرصه‌های دفاع از منافع ملی در سطح جهانی و عزم جدی در مبارزه با فقر، فساد و تبعیض بود چه چیزی از عدم تحقق آنها در فقرپروری و فساد را  پاشنه آشیل اندیشه و رفتار اکثر مسولان و مردم نمود؟ البته در دنیای امروز همه گفتمان‌ها و جریانات سیاسی نقاط ضعف عمده ای هم داشته‌اند اما  نه تا جایی که اعتماد عمومی را با فساد و ویژه خواری  بسوزانند هر چند در دهة چهارم رهبر معظم انقلاب اسلامی «گفتمان عدالت و پیشرفت» را  پیشنهاد و برای تولید محتوا و تبدیل نظریه به عمل؛ آنرا گفتمان  جامعة ایرانی در دهة آینده نامید و تولید علم را شرط لازم این گفتمان معرفی کرد اما همه میدانند که:  امر سیاسی در درون یک گفتمان،  براساس دوگانهِ  ضدیت و همدلی  با گفتمانهای «دگراندیشی» شکل می گیرد یعنی از یک سو مرزهای هویتی میان نیروهای «خودی» و «دیگری» و از سوی دیگر به نزاع های سیاسی در یک جامعه معنا می بخشند و این موضوع سهم به سزائی در روشن ساختن وضعیت کنونی احزاب، گفتمان ها، دیالوگ ها و نهایتاً توسعه و فرهنگ سیاسی ایفاء می نمایند اما پس از چهل سال گویا فقط، ریشة این مفهوم را که از فعل یونانی «Discurrere» بمعنای «سرگردان و آواره بودن، پیمودن،از مسیر خارج شدن، حرکت کردن در جهات مختلف است» بیشتر شامل حال مردم کرده و در واقع از مفهوم‌سازی گفتمان «ویژگی رابطه هویت» یا هویت‌های اجتماعی و سیاسی محصول گفتمانها  شده اند  و بدین وسیله در تقاطع بین مرزهای اندیشه و واقعیت،راهی باز وگفتمانها  هویت خویش را از طریق ایجاد مرزهای سیاسی و ضدیت‌ها میان «دوستان» و «دشمنان» یا «ما» و «دیگران» به‌دست آورده اند در عرصة سیاست هم  بحث، شکل‌گیری افکار عمومی و تبدیل شدن جوامع جدید به جوامع رسانه‌ای‌شده و ماحصل اینکه در این عرصه در جوامع رسانه‌ای‌،کلام جایگاهی اساسی دارد و همه چیز با واسطة کلام است که شنیده و ارزیابی می‌شود باید دید که نتیجه سیر این حرکت به کجا راه یافته است؟

پیر بوردیومی گوید(جامعه شناس فرانسوی معتقد به واقعیتهای جسمانی وروانی جامعه در کتاب تمایز نقد جامعه شناختی قضاوت در باره سلایق) به نقش عمل در دینامیکهای جامعه و انتقال قدرت در بین نسلها معتقد و میگفت: در جوامع جدید، سیاست به بازار تبدیل وکالای اصلی عرضه‌ شده در آن کلام و روشنفکران تولیدکنندگان این کالاهستند(همچون بنگاه‌های اقتصادی تولیدکنندة کالا در عرصة اقتصاد) بعبارتی  بوردیو  بر این باور است که جامعة سرمایه‌داری جدید به اقتضای اقتصاد خودش، ساختاری از سیاست را  تولید می‌کند که از مقتضیات بازار سیاست تبعیت می‌کند و درواقع به اعتبارهمین تحولات است که به کلام به منزلة نوعی سرمایه در عرصة سیاست نظر میشود لذا الان در بازار سیاست چه گذشته که نتایج پرچالش آن در دامان مردمی افتاده که به کارگزارانشان اعتماد کرده اند ؟ و مگرگفتمان انقلاب اسلامی در مسیر انقلاب پدید آمد و بر رویکردهای اجتماعی تأثیر ‌گذاشت و نقطه آغاز قواعد اندیشگی  را پدید آورد تا پس از چهل سال  به آرامی رنگ  ببازد؟ و مگر حاصل اندیشه امام «ره» حاصل دو بُعد فکری احیای دیانت و سنّت و دیگری اصلاح جامعه  نبود تا به «استیلا یا هژمونی»، «دال برتر» و «در دسترس بودن و اعتبار» سه رکن نظریه گفتمان درگفتمان انقلاب اسلامی توجه شود؟ نهایتا گفتمان عدالت سیاسی در انقلاب اسلامی  بازکاوی  تحول‌شناختی نسبت به وضعیت موجود و موضع‌گیری درست  نسبت‌ به‌ دستیابی به آینده و وضعیت مطلوب است؛ اما  نه  فقط برای دولتیان و کارگزاران حکومت که آنها هم با قدرت مردم قدرتمند شده اند اما بمرور نقش پدرخوانده های فرصت طلب را ایفا کردند لذا دیرینه شناختي و تبارشناختي، براي تحليل تاريخي و کنوني در جامعه ایرانی لازمه شناخت و نباید  بجای قدرت افزایی عامل تشتت شده و بایستی راهی  برای استفاده از همه ظرفیتها  بالاخص در خوزستان  با تکثر فرهنگی ،  قومیتی و ضعف بیشمار مدیریتی و بویژه حلقه بازیهای دولتیان که خودشان بایستی عامل وحدت، تغییر و اصلاح باشند را  فراهم نموده  نهایتا تا فرصت باقی است سناریوهای فریب مردم و احزاب سیاسی و نهادهای مدنی را  به  یک اقدام و اجماع ملی و گفتمان سازی، حول نیازهای جامعه  تغییر دهیم و به آنچه تا کنون گفته یا میگوییم عمل نماییم که خدا فرموده :لم تقولون مالا تفعلون چرا سخنی میگویید که عمل نمیکنید«صف»