تاریخ انتشار خبر: 19 فروردین 1398 | 23:18:10
کد خبر : 4882
یادداشتی ازرحمن قلاوند :

نقد و نقادی

زاگرس نشینان- همه کسانی که در رأس امور جامعه قرار دارند بایستی در معرض نقد و‌ سنجش افکار عمومی و عامه مردم قرار بگیرند چون موقعیت و مقام آنان به هر شکلی که کسب شده باشد، نوعی تفویض از سوی مردم است. با این تفویض اختیار و سپردن مسؤولیت دخل و تصرف در امور عامه، […]

زاگرس نشینان- همه کسانی که در رأس امور جامعه قرار دارند بایستی در معرض نقد و‌ سنجش افکار عمومی و عامه مردم قرار بگیرند چون موقعیت و مقام آنان به هر شکلی که کسب شده باشد، نوعی تفویض از سوی مردم است.

با این تفویض اختیار و سپردن مسؤولیت دخل و تصرف در امور عامه، در واقع مردم کسانی را به خدمت میگیرند تا امورات جامعه را به نمایندگی از آنان رتق و فتق نمایند. پس اینگونه مسؤولین باید همواره خود را خادم مردم و در معرض نقد همگانی بدانند.
بعید است آدم عاقلی با کلیات این امر مخالف باشد.

اما نقد هم باید نقد منصفانه و در شرایطی باشد که موجبات رشد و بهبود امور را فراهم نماید، نه آنکه نقد بهانه‌ای شود برای تاختن به طرف مقابل و بی ارزش کردن خدماتی که از او صادر شده است.

در بررسی آنچه در فضای واقعی و مجازی منتشر می‌شود، شواهد حاکی از این است که تعداد قابل توجهی از کسانی که پای در وادی نقد می‌نهند، به معنای صحیح و درست نقد و نقادی پی نبرده‌اند، به همین علت نهایت آنچه که نقد می‌پندارند به شمشیر کشی و کینه می‌انجامد و موجبات تشویش اذهان مخاطبین را فراهم می‌آورد.

رشد و گسترش ابزارهای تعامل و تبادل اطلاعات، و نقش و توانایی اقشار مختلف در نگارش، تألیف، انتشار و باز انتشار مفاهیم، متون و اشکال مختلف داده‌ای پالایش نشده، باعث شده است که نیاز به تبیین معنا و مفهوم نقد و‌ انتقاد بیش از پیش احساس شود.

ضروری به نظر می‌رسد که نخبگان و فرهیختگان، جامعه ضمن حفظ پایبندی خود به نقد واقعی، سایر اقشار را در رسیدن به درک صحیحی از آن هدایت و ارشاد نمایند.

در گذشته دور که استاندارد مشخصی برای چاپ اسکناس و ضرب سکه نبود، داد و ستد جوامع و حتی خرده جوامع با هم، در شکل معاوضه و مبادله کالا و خدمات انجام می‌شد پس از این بود که بشر آموخت تا ارزش کالا و خدمات را با ارزش فلزات قیمتی تعیین بسنجد، در کتاب سینوهه طبیب آمده است که:« مردم فلزات قیمتی را در قالب‌هایی شبیه النگو و انگشتر و امثال آن با خود حمل می‌کردند و هنگام خرید یکی یا تعدادی از آنها را بابت بهای مال خریداری شده به فروشنده می‌دادند.»

رفته رفته بشر به ضرب سکه روی آورد و از آنجایی که اندازه و عیار فلزات قیمتی بکار رفته در مسکوکات مختلف با هم تفاوت داشت، دارای ارزشهای مختلفی بودند که دردسر ها و بعضاً درگیریهایی را هنگام داد و ستد باعث می‌شد.

به تدریج متخصصینی پیدا شدند که می توانستند ارزش و عیار مسکوکات را تعیین نمایند و در واقع عاملی بودند تا مسکوکات نقد شوند.
آنان برای خریدار و فروشنده تعیین می‌کردند که فلز قیمتی و با ارزش بکار رفته در یک سکه و فلز کم ارزش بکار رفته در آن چه مقدار است، به این عمل نقد کردن گفته می‌شد!

چنانچه به کلمه «نقود» در زبان عربی به معنای «پول» دقت شود، درک موضوع راحت تر خواهد بود.

چنین عمل نقادی بیشتر توسط صرافان صورت می‌گرفت و نقاد منصف کسی بود که عیار را درست تعیین میکرد و ناخالصی، خلوص را با هم تعیین می‌کرد. اگر بودند صرافانی که در این کار غش نموده و نظر اشتباه می‌دادند بتدریج کسب و‌ کارشان از رونق می‌افتاد و اقبال مردم را از دست می‌دادند!

خاستگاه و پیدایش مفهوم نقد به معنای ارزیابی عملکرد افراد به ویژه کسانی که در مصادر امور قرار دارند و ورود آن به ادبیات سیاسی و‌ اجتماعی اینگونه بوده است.
بر این اساس نقادی در حوزه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی بایستی بیان توانمندیها در کنار ضعفها باشد تا زمینه ارتقای توانمندی و رفع نقایص و عیوب را فراهم نماید.

فعلی یا قولی هر چند عنوان نقد بر آن نهاده شود، اگر صرفاً مبتنی بر بیان ضعف و نقص باشد، در واقع نقد نیست و نوعی تسویه حساب در بزنگاه است! و چنین نقادی از انصاف به دور خواهد بود. و بتدریج که مخاطبان از بزنگاههای سخت عبور می‌کنند با تأمل و تفکر به ناموجه بودن آن پی خواهند برد، و چنین نقادانی به تدریج از اقبالشان نزد مردم کاسته خواهد شد.

علم و اخلاق حکم می‌کند چنانچه افراد خیری اراده می‌کنند تا از مسؤولین جامعه انتقاد نمایند؛ در کنار بیان نقاط ضعف، خوبیها و تواناییهایشان را نیز برشمرند، تا موجبات تعالی و پیشرفت جامعه را فراهم اورد و باعث یأس و ناامیدی عامه مردم نشود.

متعالی ترین مفهوم نقد در فروع دین مبین اسلام؛ امر به معروف و نهی از منکر است، که نه تنها تذکر دادن امر مذمومی شمرده نشده است، بلکه چنان مهم بوده است که در طول تاریخ اسلام، پیامبر اکرم(ص)، ائمه هدا و بسیاری از بندگان صالح خدا، جان و مالشان را در راه قوام امر به معروف و نهی از منکر بذل نمودند.
جالب اینکه در متون دینی حاکمان را بیشتر محتاج امر به معروف و نهی از منکر دانسته‌اند، اما با مقدمات و شرایط خاص آن.

«اگر خدا بخواهد ادامه خواهد داشت…»