تاریخ انتشار خبر: 26 اسفند 1398 | 16:32:48
کد خبر : 8545
یادداشتی از منصورکاوسی:

فرماندهی واحد در مدیریت بحران

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان ؛ منصور کاووسی، دانش آموخته دکتری تخصصی مدیریت بحران دریادداشتی باعنوان:فرماندهی واحد در مدیریت بحران مقدمه بیست و پنجم اسفندماه نود و هشت ، فضای مجازی و خبری استان و کشور مملو بود از باز نشر دیدگاه دو مدیر ارشد تصمیم گیر در مدیریت بحران ، که کمترین پیامد ان […]

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان ؛ منصور کاووسی، دانش آموخته دکتری تخصصی مدیریت بحران دریادداشتی باعنوان:فرماندهی واحد در مدیریت بحران

مقدمه
بیست و پنجم اسفندماه نود و هشت ، فضای مجازی و خبری استان و کشور مملو بود از باز نشر دیدگاه دو مدیر ارشد تصمیم گیر در مدیریت بحران ، که کمترین پیامد ان رواج سردرگمی و گسترش استرس و اضطراب بالا در میان عامه ی مردم بخصوص صاحبان مشاغل آزاد بود .
اول دیدگاه استاندار خوزستان و تصمیم وی در جایگاه شخصیت حقوقی اول استان و مدیر میانی قوه ی مجریه، ایشان با توجه به شرایط و موقعیت جغرافیایی استان ، قطعا با هماهنگی اعضای شورای تامین و کمیته مبارزه با گسترش ویروس کرونا، تصمیم بر ایجاد محدودیت هایی در حوزه ی مدیریت شهری مرکز استان و بالطبع مدیریت شهری ، شهرستان های تابع ،کنترل ورودی های استان و….. گرفتند که بتوانند با مدیریت بحران و تشکیل تیم های برنامه ریز و کنترل کننده از گسترش روند آلوده شدن مناطق جلوگیری و نوعی خودکنترلی اجباری را هم شکل دهند.

دیدگاه دوم ؛سخنان قاطعانه ی ریاست جمهوری در خصوص عدم اعمال محدویت های مدیریت شهری و لغو تصمیم گیری و دستورات استاندار خوزستان و سایر استاندران دیگر با این دیدگاه می باشد.
هر چند نظر و دیدگاه ریاست جمهوری در جایگاه شخصیت اول حقوقی تصمیم گیر قوه ی مجریه در سطح ملی ارجحیت بر تصمیم مدیران میانی ( استاندران ) و مدیران اجرایی و عملیاتی ( فرماندران و بخشداران) دارد ، اما همین دو تصمیم گیری متفاوت و متضاد بیانگر عدم هماهنگی بین مدیران بالا دست و پایین دست در تصمیم سازی و تصمیم گیری در هنگام بروز حوادث و بحران ها است .
اگر مدیران ارشد تصمیم گیر کشور با علم مدیریت اقتضایی آشنایی داشته باشند ، نقش شرایط،موقعیت ، وضعیت ، زمان ، نوع حادثه ، روند و کستره ی بحران و…. را در تصمیم گیری ها دخالت داده و بر مبنای اقتضا و شرایط با موقعیت سنجی علمی دست به ابتکار عمل خواهند زد.
قطعا ناهماهنگی در تصمیم گیری واحد و عملیاتی کردن آن از یک سو ضعف مدیریت و نداشتن برنامه ریزی بحران آنان را نشان می دهد و از سوی دیگر سردرگمی ، آشفتگی ، استرس روانی ، عدم قدرت برنامه ریزی به خصوص بی اعتمادی و غیر قابل استناد بودن تصمیم مدیرانی که دچار دوگانگی گفتاری و رفتاری شده اند به منصه ی ظهور می رساند .
شدت این بی اعتمادی بر می گردد به تاکید ریاست جمهوری بر عادی بودن روند کار و زندگی در کش و قوس ابتدایی مبارزه با شیوع و فراگیر شدن ویروس کرونا حدود دو هفته ی پیش ، جالب تر این است که صبح روز بعد وزیر بهداشت در گفتار و رفتارش شرایط اضطراری و بحرانی را در ذهن مردم تداعی نموده و درخواست تعطیلی مدارس ، دانشگاه ها و…. برای کاهش آسیب های ناشی از این بحران را نمودند .
ذکر این نمونه ها بیانگر چند نکته ی مهم و حیاتی در مدیریت بحران می باشد که اگر بازنگری اساسی نشوند در بحران های آینده چالش برانگیز بوده و شیرازه ی کار را از دست آنان خارج و جامعه را با بحران مدیریت مواجه می سازد .

اول؛ برای پرهیز از هرگونه سردرگمی و جلوگیری از رواج شایعات و بی اعتمادی باید سامانه ی جامع فرماندهی واحد تشکیل شود ، تا تمام اطلاعات ، اخبار و…. به این سامانه منتقل ، برنامه ریزی و تصمیم گیری واحد هم از همین مرکز صورت گیرد، ضرورت تشکیل فرماندهی واحد وقتی حوادث یا بحران ها در سطح ملی رخ دهند ( مثل شیوع و همه گیر شدن ویروس کرونا در تمام گستره ی کشور) ، در اصل پیشگیری از هرج و مرج اطلاعاتی داده ها در خصوص ماهیت بحران یا بحران ها

دوم؛ وقتی فرماندهی واحد تشکیل گردید ، اقدام به ایجاد سامانه ی واحد سخنگوی بحران بر اساس جدول زمان بندی نشر اخبار و…..به طور رسمی صورت گیرد، یکی از مشکلاتی که مردم و گاهی مسؤلان در سطوح مختلف با آن مواجه می باشند ، اخبار غیر رسمی و گاهی مواقع کاذب و شایعه سازی که فضای جامعه را آلوده ، تیره و…. نموده ، اخبار موثق و واقعی در بازار شایعات و خبرهای کذب محو می شوند ، اما اگر در کنار فرماندهی واحد سخنگوی واحد با مرجعیت ارجاع تشکیل شود آرامش روانی ، کاهش تنش و فشارهای حاصل از شایعات به شدت کاهش یافته و در سایه ی این آرامش می توان با آسودگی بیشتری تصمیم گیری نمود .

فرماندهی واحد
سیستم فرماندهی واحد سانحه برای کنترل هر حادثه ی اورژانسی یا هر رویداد غیر اورژانسی اعم از کوچک و بزرگ مورد استفاده قرار می گیرد . سیستم فرماندهی سانحه باید از قابلیت تغییر درونی برخوردار باشد تا بر مبنای اقتضای زمان ، مکان و شرایط تصمیم سازان و تصمیم گیرندگان بتوانند برنامه ریزی نمایند . اگر در سیستم فرماندهی واحد سانحه، قابلیت تغییر وجود داشته باشد می توان جهت برطرف ساختن نیازهای مختلف جامعه ی هدف اقدامات متناسب با آن جامعه و نیازهایش طراحی و اجرا نمود، اگر این گونه انعطاف پذیری در سیستم مدیریتی ایجاد شود ، سیستم کارآمدتر ، مقرون به صرفه با فرآیند حل مسأله نمود و تجلی پیدا می کند .

بر اساس داده های علم مدیریت بحران ، فرماندهی سانحه به دو نوع تقسیم می شود.

اول؛ سیستم مدیریت سانحه (IMS)
یک سیستم مبتنی بر مسؤلیت های واگذار شده به موقعیت خاص است ، بدین معنا که برای انجام همه ی وظایف مشترک در چنین موقعیتی (خاص) ، ارگان ها ، سازمان ها بخصوص سازمانی که دچار بحران شده است یا متولی اصلی بحران می باشد( کارکرده تخصصی از کار گروه های چهارده گانه ) باید مشخص و کارکنان آن ها آموزش دیده ، قدرت مانور و تصمیم گیری داشته باشند،
در این سیستم مدیریتی مسؤلیت ها بر مبنای شرایط و موقعیت ها به افراد واگذار می شود به عبارتی ، مدیریت سانحه در اینجا باید متخصص ، برنامه ریز، ورزیده ، دارای استقلال عمل و قدرت تصمیم گیری ، موقعیت سنج ، خلاق و…. باشد که بتواند شرایط و موقعیت را بر اساس داده ها و اطلاعات تجزیه و تحلیل شده تحت فرماندهی خویش و عوامل همکار در آورد (برای مدیریت بحران مناطق و استان ها بر مبنای اصل بلوک بندی مناطق بحران خیز ، این سیستم مدیریتی می تواند بسیاری از مشکلات و معضلات را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. )

دوم؛سیستم ملی مدیریت سوانح( NIMS)
سیستم ملی مدیریت سوانح، اولین رویکرد استاندارد به مدیریت پاسخگویی به حوادث و بحران ها است . در این سیستم مدیریتی ، مجموعه ای متحد الشکل از روش ها و فرآیندها ایجاد می شود که پاسخ دهندگان بحران در تمام سطوح دولتی برای هدایت عملیات پاسخ در هنگام بروز حوادث استفاده خواهند کرد .
در این سیستم مدیریتی، پاسخ دهندگان در همه ی سطوح قادر می شوند تا مؤثرتر و کارآمدتر (مشروط بر این که مدیران ارشد و بالا دست ، نگرش علمی به مدیریت داشته و نوع مدیریت آنان سنتی و بر مبنای آزمایش و خطا نباشد) با هم کار کرده و گره گشای مشکلات پیش آمده باشند .این سیستم مدیریتی چون متمرکز است برای ایجاد تعامل بین مدیران محلی ، شهری، استانی و کشوری مجموعه ای از اصول کلی را بیان می کند و نگرشی به مسایل جزیی و موقعیتی ندارد .

نتیجه گیری:
می توان ، گفت اگر سیستم مدیریتی واحد و یکپارچه ایجاد شود ، هماهنگی بین تمام سطوح مدیریتی بصورت کارآمد و تاثیرگذار شکل گرفته از هدر رفتن فرصت مناسب پاسخگویی جلوگیری شده و از بوجود آمدن هزینه های گزاف پرهیز می شود،
آنچه در طی این سال ها در بحران های مختلف شاهد بوده ایم و به شکل یک معضل حل نشده باقی مانده است ، عدم هماهنگی بین عناصر اصلی سطوح مختلف مدیریتی در امر تشخیص و تصمیم گیری است ، به عبارتی استخوانی که لای زخم همچنان باقی مانده و تا بحران بعدی لای گوشت و پیکره ی جامعه باقی می ماند .
با اجرای سیستم فرماندهی واحد و یکپارچه، نوعی هماهنگی سازمانی به عمل آمده که روند انسجام و اثربخشی مدیریت را سرعت بخشیده ، به صورت کارآمد راندمان را بالا برده و کیفیت ارایه خدمات را چند برابر افزایش می دهد ، در حوادث و رخدادهای اضطراری و بحرانی این گونه سیستم مدیریتی حکم حیاتی به خود می گیرد، زیرا اگر هماهنگی بین مجموعه وجود نداشته باشد، یک نوع روند فرسایشی، هرج و مرج ، بی اعتمادی و بدبینی ایجاد گردیده ، توان و پتانسیل سازمان های درگیر بحران بیهوده از بین خواهد رفت .
پس می توان نتیجه گرفت ؛ فرماندهی عبارت است از اعلام حرکت ها ( عکس العمل ها ) بر اساس برنامه و تغییرات احتمالی محدودی که بسته به شرایط زمانی و مکانی حاصل گردیده و نیازمند پیگیری است .
(در نوشتاری مستقل برای فرماندهی واحد، بلوک بندی مناطق بحران خیز بر مبنای ممیزی مدیریت بحران تشریح خواهد شد ) .

بیست و ششم اسفندماه نود و هشت

دانشگاه فرهنگیان اهواز