تاریخ انتشار خبر: 30 تیر 1399 | 17:58:39
کد خبر : 9124
یادداشتی از محمد مدرسی:

عنایت ، پسر شجاع ایران

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛محمدمدرسی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان: عنایت ، پسر شجاع ایران در میان زبانه های آتش،انفجار،شیشه های شکسته، آه و ناله ،داد و فریاد ،ترس و وحشت ، جوانی با غیرت و جنمی از شجاعت به نام «عنایت» با دستان پر توان وگام های استوارش طبقه های ساختمان محبوس در خشم […]

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛محمدمدرسی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان: عنایت ، پسر شجاع ایران

در میان زبانه های آتش،انفجار،شیشه های شکسته، آه و ناله ،داد و فریاد ،ترس و وحشت ، جوانی با غیرت و جنمی از شجاعت به نام «عنایت» با دستان پر توان وگام های استوارش طبقه های ساختمان محبوس در خشم شعله های آتش را در می نوردد و جان ۱۱ زن و کودک را نجات می دهد.

غروب دهم تیرماه ۱۳۹۹در کوچه های اطراف کلینیک پزشکی سینا اطهر تهران دستفروشی دوره گرد که از روستای باوج بخش ابوالفارس رامهرمزدر خوزستان آمده است، ناگهان صدای انفجاری سکوتش را می شکند.در خیابان اطرافش انفجاری منجر به آتش سوزی می شود.به سمت محل انفجارمی دود.در میان شلوغی و شعله های آتش حس انساندوستی اش و به قول خودش رگ غیرتش جنبیده است.دل به دریا می زند و خود را در میان شعله های آتش رها می کند و با بالا رفتن از طبقات ساختمان که از در و پیکرش زبانه های آتش بیرون می زند،شیشه ها را می شکند و با وجود آسیب و خراشیدگی در بدنش ازمیان شعله های آتش و شیشه های شکسته خودش را به زنان و کودکان محبوس در ساختمان می رساند و جان آنان را نجات می دهد . آنها را به پشت بام ساختمان که نقطه امن تری است می برد.
تصور کنید آن لحظه ها را در میان آتش و دود ، شیشه های شکسته و ساختمان گداخته و داد و فریاد بیماران و افراد محبوس و نا امید از همه جا و به قول معروف شهادتین را خوانده اند ، عنایت به چه فکر می کند؟ او در این لحظات نه به نام فکر می کند و نه به نان .فقط کمک و نجات تعدادی انسان .
عنایت آزغ فرزند یک خانواده روستایی است . به دلیل محرومیت و مشکلات مالی درس و داستان های آن چنانی نخوانده است و فیلم های نجات و گریز و انیمیشن پسر شجاع را نیز تماشا نکرده است اما در دامان خانواده ای(پدر و مادر) با اصالت و ریشه دار که الگوهایشان برگرفته از هویت اصیل ایرانی و اسلامی بوده، تربیت شده است .او کمک به همنوع و هم دین و هم کیش خویش را عمیقا آموخته است طوری که در وجوش نهادینه شده است.
کاری که عنایت انجام می دهد به ما درس انسانیت و وجدان بیدار آدمیت رامی دهد.
البته از یاد نبریم که نمونه های فراوانی از این جانفشانی ها و از خودگذشتگی ها در جای جای سرزمین ایران رخ داده است. در داستان های کهن از آرش کمانگیر و آریوبرزن و در حکایت های امروزی نیز از ریزعلی خواجوی ( دهقان فداکار) و دریاقلی از دلاوران دوران دفاع مقدس ، حسین امیدزاده معلم فداکاری که در آتش عشق به دانش آموزانش سوخت و همچنین البرز زارعی عضو انجمن کوهنوردی زاگرس و دیگرانی نیز گوهر جان خویش را در کف اخلاص گذاشتند و از سرزمین ایران و انسانیت د فاع کردند و جان خویش را فدا کردند.
بگذارید به ماجرای مشابه در دوسال پیش در سرزمینی دیگر اشاره کنم که انسانیت ،نوعدوستی و وجدان بیدار مرز نمی شناسد. حادثه ای شبیه به حادثه بیمارستان سینا اطهر تهران و شجاعت مثال زدنی عنایت در پاریس رخ داده است.جوان مهاجری اهل کشور مالی به نام ممودو گاساما ، کودکی فرانسوی که از بالکن آپارتمانی آویزان شده بود نجات داده است.ممودو گاساما مهاجر افریقایی در مصاحبه با خبرنگار سی ان ان می گوید: برای تماشای فوتبال در یک رستوران محلی نشسته بودم که متوجه هیاهو شدم.به آنجا رفتم ،دیدم کودکی از بالکن آپارتمان آویزان است .من بچه ها را خیلی دوست دارم و از اینکه او در برابر چشمانم رنج می کشید متنفر بودم .دویدم و دنبال راهی برای نجات او گشتم و با لطف خداوند از چند طبقه بالا رفتم و به بالکن رسیدم و کودک را نجات دادم. در پایان ماجرا در فرانسه ، میان مردم به مرد عنکبوتی معروف شد و به پاس شجاعت و حرکتی انساندوستانه ای که انجام داد با دعوت به کاخ الیزه ازسوی رئیس جمهور فرانسه مدال شجاعت اهدا و شهروندی فرانسه به او اعطا شد تا بدین ترتیب از شجاعت و از خودگذشتگی او قدر دانی شود.
در این باره لازم می دانم بخشی از گفتگوی عنایت آزغ جوان خوزستانی اهل رامهرمز را با رسانه ها و خبرنگاران عینا تکرار نمایم.
عنایت لحظه حادثه را این گونه بیان می کند : کمی پایین تر از تجریش ایستاده بودم و مشغول دستفروشی بودم ،ناگهان صدای انفجاری آمد . به سرعت به سمت محل انفجار دویدم و به محل رسیدم. در میان شلوغی و دود و آتش تعدادی از خانم ها را دیدم که در ساختمان حادثه دیده گرفتار بودندو فریاد می زدند و کمک می خواستند.هر لحظه صدای کمک خواستن شان بلندتر و ترس در میان صداهای شان بیشتر. غیرتم اجازه نداد و دیگر نتوانستم صبر کنم . به داخل آتش زدم و ازهر طبقه بالا رفتم و شیشه هایش را شکستم .طبقات را یکی پس از دیگری طی کردم و وارد ساختمان شدم.همه چیز و همه جا داغ داغ بود ، به زنان و کودکان گرفتار رسیدم.توانستم یازده نفر خانم و دو کودک را نجات دهم.

با ملاحظه گفتگوی دو نفر فداکار در می یابیم که انسان ها فارغ از زبان،نژاد ،دین و سرزمین و… در انسانیت و همدردی و نوعدوستی با هم اشتراکات فراوان دارند. نوعدوستی و وجدان های بیداری نظیر عنایت آزغ و ممودو گاساما امکان همزیستی مسالمت آمیز و جامعه را اخلاقی تر و زندگی بشری را زیباتر می نماید و یاد آور شعر شاعر شهیر ایرانی سعدی زیبا سخن است :
بنی آدم اعضای یکدیگرند

که در آفرینش زیک گوهرند

چوعضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

در پایان لازم است این اقدام شجاعانه عنایت آزغ که با الهام از آموزه های دینی و انسانی ، توانست همنوعان خویش را نجات دهد به عنوان الگویی مثال زدنی در تاریخ و کتا بهای درسی ثبت گردد و از او به عنوان نمادی از انسان دوستی یاد شود و از طرف مسئولان به وی مدال شجاعت با عنوان « پسر شجاع ایران» اعطا شود.
به یاد داشته باشیم قهرمانان واقعی همیشه اسطوره ها، پهلوانان نامی و مدال آوران ورزشی و درسی و دانشمندان نیستند بلکه کسانی که انسان و انسان هایی را نجات دهند قهرمان واقعی هستند.
به مردم و مسئولان ایران ، خوزستان و رامهرمز نیز پیشنهاد می شود به پاس قدر دانی از چنین انسان های شجاع و غیرتمندی که برای انسانیت و نجات انسان فداکاری می کنند نماد و تندیس عنایت آزغ ؛ این پسر شجاع ایران را در میدان شهرها نصب و نام گذاری شود و به هر شکل ممکن «عنایت» را مورد عنایت خویش قرار دهند.
باشد که نام چنین انسان های فداکار و شجاعی چون عنایت در تاریخ بشریت و ایران عزیز ماندگار شود.