تاریخ انتشار خبر: 19 دی 1399 | 22:39:09
کد خبر : 9644
یادداشتی از حسین علیخانی:

عصر پساترامپ عصرِ افول قدرت جهانی

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛حسین علیخانی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان: عصر پساترامپ  عصرِ افول قدرت جهانی  عصر  پساترامپ آغاز راهی  بسویِ  هم افزایی و ارتقای اعتماد  بنفسِ  ملتها و دولتهایِ  مستقلی ست که  معتقد  به  عبور از امریکایِ  زورگوی ضد  قوانین بین المللی و تندروهای جنگ طلبِ متوهمِ در مهدِ دموکراسی پوشالی و عبور […]

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛حسین علیخانی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان: عصر پساترامپ  عصرِ افول قدرت جهانی 

عصر  پساترامپ آغاز راهی  بسویِ  هم افزایی و ارتقای اعتماد  بنفسِ  ملتها و دولتهایِ  مستقلی ست که  معتقد  به  عبور از امریکایِ  زورگوی ضد  قوانین بین المللی و تندروهای جنگ طلبِ متوهمِ در مهدِ دموکراسی پوشالی و عبور از توهم دانایی خودشیفتگانی است که  مایلند  با اصلاح عملکردها  به  فهمِ  مشترکی  برای رفاه  ملتهایشان برسند ، البته این روزها همه دیدند که: حاصل جمع ؛ تفکر  لیبرالیسم و نيولیبرالیسم امریکایی و نماد حداقلی آن درکتابِ  نظریه عدالتِ  جان رالز  با  برداشتهای متفاوت از خیر در جامعه سیاسی و اصولی از توافق هستند که همه  باید از پشت پرده  بی خبری انتخاب کنند و جوزف راز اسراییلی هم  لیبرالیسم کمال گرا  را آزادی منفی  حاصل لیبرالیسم  برای محافظت از خودمختاری شخصی میداند وشاید اینگونه  موارد حاصل  توهم دانایی و توانایی و  باور نکردنِ  قدرت و توانایی دیگرانست که  به  تصمیمات اشتباه ؛ تبعیض و فجایعی  با  نهادینه سازی فرهنگِ  پوپولیسم و نادیده انگاری دیگران رخ داده و این گونه  موارد  در مهد دموکراسی! بستری برای جنگهای خیابانی در امریکا را رقم زده و خواهد زد  تا دنیا  حاصل تبعیض و فاصله طبقاتی و رهبری خودمختار  یک حزب   بر مردم  و مرگ دموکراسی را ببینند و عبرت بگیرند و همین مورد را اگر  بسط دهیم  به این نتیجه میرسیم که  فرقی نمیکند در امریکا، حزبِ  خر  باشد  یا حزب فیل (نماد حزب دموکرات امریکا «خر» و نماد حزب جمهوری خواه «فیل»است و دموکراتها ازضرب المثل انگلیسی ها الهام گرفته اند که:  یک خر زنده  بهتر از یک  شیر مرده است»البته  بشرطی که شیر زنده ای نباشد یا در هر کجای دیگر مانند کشور خودمان  به همین منوال است خواه اصلاح طلب یا اصولگرا و  یا حتی اعتدالگرا  و در مسیر رفعِ  چالشهای مردم و اصلاح فرایند عملکردها و سیستم های حکومت داری و تصمیم سازیهای مختلف ؛درواقع  ترامپ به دنیا نشان داد که تبعیض و فقر وعوامفریبی  با خودمختاری ویژه خوار یک حزب حاکم  به تندرویهای پوپولیستی کشیده خواهد شد و نشانه های آشفتگی دولت و سست بودن  حکومت  با تصمیماتِ ممتد پراشتباه  چه بلایی  بر سر ماهیت واقعی امریکا درآورده و شاید نتیجه تندروی ها در جامعه امروز امریکا  یا  فردا در هر جامعه دیگری اینگونه خواهد بود و هر ملتی با هر رویایی را نابود خواهد ساخت، مثل رویای امریکایی؛ هر چند در هفتاد سال اخیر امپراطوری دلار و سودجویی عده خاصی در امریکا یا هر کجای دنیا و حتا ایران به خلق مصیبتهایی انجامیده که اگر لیدرهای مدعی  جوامع را  بر سر عقل  نیاورد  بی شک راهی  بجز فوران آتشفشان خاموش ملتها نخواهد بود لذا  باید بپذیریم که مانند چنین اعتراضاتی تنها  به بهانه آرای انتخاباتی  نبوده و  نیست که اصل ماجرا در تبعیض و ظلم موجود در لایه های مختلف اجتماعی و ریشه در ویژه خواری عده ای قلیل دارد  حالا در امریکا یا هر کجای دیگر دنیا. اما  نمونه مثبت حکومت و سیستم منظمِ توسعه خواه ؛ آلمانهای پس از جنگ دوم جهانی هستند که آموختند:  نه امثال هیتلر  و کلاهکهای اتمی ؛  نه تهدیدها  و تحریمها و  محدودیتها ،هیچکدام  نمیتوانند  به تنهایی، ملتی ریشه دار  را از  پا درآورند  در صورتیکه بر ظرفیتهای داخلی خود  متمرکز  یا اصولی مانند اصول ذیل را رعایت کنند:.

 ۱) حذف تسلطِ یک طرز فکر در هر جامعه ای که  به بسیاری از تصمیم های اشتباه  منجر میگردد. 

۲) تمرکز بر منافع ملی با وجود همه احزاب و عبور از یک حزب فراگیر در هر جامعه ای که  به پوپولیسم شبیه دوران  نازیها منجر نشود.

۳) تمرکز براجماع سازی دولت و ملت با راهبرد رشد ، پیشرفت و ثبات در جامعه ای پویا که  بغیر از آن مفهومی ندارد.

۴) گفتگو و مذاکره  بر مشترکات جامعه  با حضور همه احزاب و نهادینه کردن سیاستهای عمومی منتج  به منافع محلی و ملی مردم و توسعه سیاسی اجتماعی و فرهنگی که  به توسعه اقتصادی هم خواهد انجامید و نهایتا  باور فهم و قدرت مردم و سایر ملل دنیا  در تراز « یک خانواده یک قدرت جهانی» بستری برای رشد خواهد بود البته هم اینک دوران پساترامپ از شعار اول امریکا عبور کرده  و  باید از ترامپ  تشکر نمایند که بستر این فرایند را  با تمسک بر رفتارهای واقعی ضد دموکراسی در امریکا را به نمایش گذاشت و تیر خلاص آخر را  به اول امریکا زد  تا رهبران دنیا و بالاخص اعراب حاشیه خلیج فارس بفهمند که در دوران پساترامپ ، هیچ سیاست ضد مردمی و ظلمی از اعتراض و فهم  مردم  مصون نمی ماند.

الان وقت یکپارچگی ملل ودولتهای مختلفی است  که اسیر آن هیولاهای بادکنکی بودند و شک نداریم که اگر  بایدن و همه روسای جمهور امریکا هم جمع بشوند ، نمیتوانند ضعفها و چالشهای خودساخته ِ تندروهای امریکایی و مصیبت های ضد دموکراسی را اصلاح یا ارتباط خود را با دنیا تلطیف نمایند الان  فرصت استفاده از تغییر راهبرد بنفع ملت ها و  بهره مند شدن از این خلا موجود است  الان سکانس پایانی فیلم ترامپ  با اخرین نماها در قابی از تصاویر هرج و مرج طلبانه در مهد دموکراسی امریکایی  به روی صحنه رفته و همه دیدند که آنها هم از دیوار کنگره بالا میروند .الان  جریانهای افراطی و ویژه خواران  مفسد  یا  باید خود را اصلاح کنند  یا  به جهنم بروند  تا  مملکت روی آرامش ببیند الان جریانهای روشنفکری  باید راهبردشان را اصلاح و منطبق  با نیازهای جامعه  تنظیم کنند  تا شکستهای پی در پی دولتها هم  ، بهبود یابد؛ الان باید  نهاد حکومت و دولت  به  نخبه گرایی  و عملگرایی اصلاح  وگروهها و تشکلهای صنفی سیاسی و اقتصادی  باید آنقدر از خود توانایی نشان بدهند تا مورد توجه قرار گرفته و مردم احساس تعلق خاطر کنند . الان، رابطۀ مردم و حکومت  باید غنی تر و بلوغ سیاسی مردم بیشتر و از حاکم شدن یک  طرز فکر  به طور ساختاری جلوگیری کنند و حکومت  باید دائماً در جامعه و لایه های مختلفش، نقد شود تا نپندارند عقل کل هستند الان بین نظم سیاسی حاکمیت و آزادی  باید توازن ایجاد و روشنفکران و منتقدان  به نقادی  بپردازند  تا در قدرتمند کردن و رفتارهای منطقی دولتِ  مردم محور ، موفق شوند و در این راستا گفتگو را  برای  رسیدن به وجوهِ مشترک  مد نظر قرار داده  و دست از  تخریبهای ضد امنیت و منافع ملی  نسبت به هم بردارند و تجمیعی از لایه های متناقض را قبل از بروز  بحران حل نمایند  الان  با روشی ساده  مبتنی بر تجربۀ آحاد بشری، با حداقلی از توابع مانند موارد ذیل باید متمرکز شوند

 اجماعِ عمومِ جریان های سیاسی حولِ منافع ملی و اولویتِ رشد و توسعۀ اقتصادی؛تغییر راهبرد سیاستِ خارجی به روابط اقتصادی خارجی و ثباتِ سیاسی متمرکز  بر چندین مزیت نسبی برای کسبِ سهم  بازارِ منطقه ای و جهانی و ایجاد روابطِ عادی و قابل پیش بینی  با همسایگان و ایرانی کردن سیاست خارجی و نظامِ حقوقی و  بوروکراتیک شفاف و مصونیت سازی رسانه ها در مبارزه  با فساد اقتصادی و حذف  مفسدان رانتخوار، که امریکای پساترامپ  به دنیا نشان داد: اگر شفافیت عملکرد و  قدرت جهانی در اختیار جامعه جهانی  باشد و سیاست تک قطبی های زورگو به اتمام نرسد  حتما روزی روزگاری  با هر قدرتی از صحنه، حذف خواهند شد.