زاگرس نشینان-انتقاد جزوی لاینفک از جامعه دموکراتیک است. آنجا که مطبوعات را رکن چهارم دموکراسی می دانند متاسفانه نزد عضی ها به یغما رفته است و صرفا به شعاری فریبنده تبدیل شده است. ایکاش جامعه مدیریتی ایران اندکی اعتقاد(یا شعار التزام عاملی) به آزادی مطبوعات داشتند. یا لااقل مطبوع را ورق می زدند. فار از […]

زاگرس نشینان-انتقاد جزوی لاینفک از جامعه دموکراتیک است. آنجا که مطبوعات را رکن چهارم دموکراسی می دانند متاسفانه نزد عضی ها به یغما رفته است و صرفا به شعاری فریبنده تبدیل شده است.
ایکاش جامعه مدیریتی ایران اندکی اعتقاد(یا شعار التزام عاملی) به آزادی مطبوعات داشتند. یا لااقل مطبوع را ورق می زدند. فار از هیاهوهای خاص بعضی منفعت طلبان خودخواه، نقدهای منصفانه همواره می تواند چرا راه مدیران شود، حتی آنان که ناتوان هستند.
از جمله تعاریفی که می توان از استاندار خوزستان، دکتر شریعتی البته خود وی نه تیم همراهش، و دولت تدبیر و امید کرد، آزای مطبوعات است. آزادی مطبوعات مرهون سعه صدر دولت و اتصالات استانی دولت است.
امروزه شریعتی مورد نقد و بررسی از سوی اکثر مطبوعات استانی قرار گرفته است، صرفا به واسطه برخی انتصابات، و لاغیر چرا که شریعتی هم در دوندگی و پیگیری مطالبات قدرت بسیاری داشته و هم در مسایل عمرانی.
در یک جمع بندی به نظر اینجانب منصفانه سه جریان را در این حیطه می توانم شمارش کنم.
۱٫ دوندگی و کارامدی شریعتی
۲٫ انتصابت اشتباه و گاها نادرست
۳٫ جریانات فشار
اول باید گفت در دوندگی وپیگیری مطالبات استانی توسط شریعتی شک و تردیدی نیست. شریتی تازه نفس، جوان و همواره کوشا است. همین توان شریعتی باعث شد که وی در پیگیری مصوبات و مطالبات موفق عمل کرده و استمرار ثمر بخش وی در این موارد در استان در سال های آینده مسلما بیشتر نمود خواه داشت.
وی در حوزه های مختلف و بخصوص جاده ای سعی بسیار نموده است.

خرابی در استان در طول سه دهه بسیار نگران کننده بود. شریعتی بار بسیار زیادی را حمل کرد که بعضی کوتاه مدت به مقصد رسیدند و برخی مسلما در دراز مدت نتیجه بخش خواهند شد.
دوم: وی نیز همانند بسیار مدیران، اشتباهای در انتصابات داشته است. ورود برخی مدیران فرصت طلب و یا خطا کار، و غربال آنان کار بسیاردشوار ست. ما در بیرون ایستاده ایم و نظاره گر هستیم. این انتصابات خود گاهاً از سوی شریعتی صورت نگرفته و البته برخی نیز توسط وی صورت گرفت.
آندسته که توسط وی صورت گرفت را می توان اشتباهات وی دانست. اما بعضی انتصابات توسط جریانات بیرون و فشر بر وی تحمیل شده است.
سوم جریانات فشار چه کسانی هستند؟
وقتی از جریان فشار صحبت پیش می آید بر همه واجب ست که مکث کرده و در خفا و چراغ خامش و گاه با احتیاط عمل کرد. وقتی جریانی آنچنان قدرتمند است که استاندار یک استان چون خوزستان را مجبور به انتصاباتی می کند باید گفت درت فوق العاده اس پشت این جریان نهفته است.
جریان های فشار در طول ۴ دهه نظام اسلامی با تارپود نظام در هم آمیخته اند و تفکیک سره از ناسره بسیار سخت و گاه غیر ممکن ست. ما مهمترین مسئله در عدم شناخت و یا افشا و یا عناد علیه درخواست این گروه مخوف بودن این گروه است.
این همان چیز است که ما سایه اش را حس می کنیم و گاهی می بینمش اما هرگز توان دست درازی و حمله به وی را نداریم. جریانی که از قلب نظام اسلامی تغذیه می شوند اما هرگز دلسوز این نظام و مردم نبوده اند و جز مسایل شخصی و قومی و قبیله ای کاری از پیش نبرده اند.
نوع دوم از جريانهاي فشار نيز از سوي نمايندگان شوراي اسلامي استان شكل مي گيرد.

به اين صورت كه از رانت قدرت خود در انتصاب گزينه هاي خود استفاده مي برند. به اين صورت استاندار در برابر پيشنهاد نماينده مجلس به واسطه تقاضاها و همكاري متقابل سعي در رضايت آنان دارد كه گاها خوب از آب در نمي آيد.
عملکرد شریعتی در این قسمت به واسطه ی آزادی مطبوعات بسیار واضح شده است در حالی که این جریانات و انتصابات پیش از این نیز بوده است.
اما در گزینه عمرانی و دریافت بودجه و رسیدگی به شهرستان های استان خوزستان باید گفت شریعتي بسیار خوب عمل کرده و امیدواریم در این راه وفق باشد.