تاریخ انتشار خبر: 10 مرداد 1397 | 14:08:15
کد خبر : 3083
یادداشتی ازنویدقائدی:

سکوت بودایی اهالی علم تا کی جایز است؟

زاگرس نشینان-شیخ اجل سعدی علیه‌الرحمه فرمودند علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی یا عالم بی‌عمل به چه ماند گفت زنبور بی عسل، قصه ازاین‌قرار است علم عالم و دانشمند باید درجایی کاربرد داشته باشد و دردی از دردهای جامعه را دوا کند مگر نه مصداق اندوخت و نکرد شیخ می […]

زاگرس نشینان-شیخ اجل سعدی علیه‌الرحمه فرمودند علم چندان که بیشتر خوانی چون عمل در تو نیست نادانی یا عالم بی‌عمل به چه ماند گفت زنبور بی عسل، قصه ازاین‌قرار است علم عالم و دانشمند باید درجایی کاربرد داشته باشد و دردی از دردهای جامعه را دوا کند مگر نه مصداق اندوخت و نکرد شیخ می شود که عالم تنها تلاش بیهوده کرده است، فرق هم ندارد علم تجربی باشد یا نظری و در هر تقسیم‌بندی قرارگیرد و بستر تولید علم در دانشگاه و پژوهشگاه و هر انجمنی هم باشد فرق ندارد بعد از اثبات نتایج باید در اختیار در بطن جامعه جاری و ساری شود.
اهالی علم دو وظیفه مهم دارند یکی تولید علم و دیگری تلاش جهت نشر و بکارگیری آن، در به‌کارگیری علوم است که نقاط ضعف و قوت مشخص می‌شود و اصلاً مجرای علم در اجرا و عمل است که قوام یافته و رشد و توسعه می‌یابد. از نقاط ضعف اساسی در کشور ما جدایی دو حوزه تولید و مصرف علوم است که گویی باهم غریبه و قهرند. دانشگاه کار خود را می‌کند و صنعت و جامعه و دولت‌مردان راه خود را می‌روند. معلوم نیست تعهد و وظیفه خطیر اهالی علم که باید پاسدار علم و اجرای آن باشند و تعهد و دینی که نسبت به جامعه و مردم‌دارند کجای قضیه قرار دارد.
متأسفانه بعضی از اهالی علم دل به چند سمت مشاوره‌ای و گرفتن سمت‌های عاریه‌ای اجرایی یا راه‌یابی به هیئت‌مدیره چند شرکت و موسسه خوش کرده‌اند که البته در این روش‌ها منافع شخصی نهفته است. اما ماهیت علم تعهد اجتماعی و آزادمنشی عالمان است در همه جای تاریخ یک عالم واقعی هیچ گاه اسیر حاکمان نشده اند و همیشه در رفتار ظاهری و اگر نشده باطن سمت و سوی مردم بوده اند عالم باید نسبت به مردم زمان خود احساس دین و تعهد داشته باشد اگر قرار است اسلامی کردن دانشگاه معنی‌ای داشته باشد باید در این موضوع تفسیر شود،خالی از لطف نیست که اگر زندگی و مشی عالم بزرگ خواجه نصرالدین طوسی مورد مطالعه دقیق قرار گیرد.
در ماجراهای اخیر کشور که موجب نگرانی شدید مردم و ایجاد یاس و ناامیدی و بروز هزاران مشکل معیشتی شده است از مقصران اصلی اهالی علم و دانش هستند که ساکت نشسته اند و تنها به انجام چند مصاحبه و نظر و تذکر دل‌خوش کرده‌اند. وقتی شرایط به‌گونه‌ای است که نهادهای اجرایی یا تصمیم گیر روش و مشی درستی را پیش نگرفته‌اند و نمی‌توانند درستی مصلحت کشور و جامعه و مردم را تشخصی دهند آیا اهالی علم باید بنشینند و نظاره کنند تا مردم تحت فشار و گرفتاری باشند و بعد روانشناسان،جامعه شناسان،سیاست دانان و اقتصاد دانان آنچه بر سر مردم رفته است را واکاوی و تفسیر و تحلیل کنند و در قالب مقاله و موضوع پایان نامه نشر دهند. البته که چنینی مشی و روشی کاملاً غلط و بی‌اساس است.
شاید اهالی علم در مقام دفاع ابراز کنند بارها تذکر داده‌ایم و گفته‌ایم اما گوش شنوایی نیست. آیا ماهیت علم ناامیدی و بیکار نشستن است، مگر نه باید برای هر مشکلی راهی یافت، پس وظیفه رشته‌های علوم سیاسی چیست؟ نباید شرایط و مقتضیات زمان را درک و تحلیل و برای آینده ترسیم راه نماید تا منافع جامعه تأمین شود اگر از این ساده‌ترین تعریف ابتدایی سیاست به دور هستند چه گونه می‌تواند داعیه علم سیاست را داشته باشد. اشکال ندارد فردی گفتید و اثر نکرد و گوش شنوایی نبود. جمعی بگویید و طومار بنویسید و امضا کنید و تذکر و راهکار دهید، صدای خود را بلند کنید و به گوش مسئولان ارشد اجرایی و تصمیم گیر برسانید که فلان روش اشتباه و غلط است و برای اصلاح امور باید فلان کار را کرد. هدف تشکیل این‌همه انجمن علمی مانند فلسفه و علوم سیاسی و اجتماعی و …… چه است؟ آیا قرار نیست برای اصلاح امور و دفاع از ماهیت علم و عالم حرکتی نمایند. آیا اگر صدها استاد دانشگاه در شرایط حاد و بحرانی به حکومت تذکر جدی دهند تأثیر نخواهد داشت و گوش‌ها حساس نمی‌شود؟ این‌یک وظیفه خطیر است که باید اجرایی شود شما بگویید و بگذارید کسی نشنود اما به وظیفه خود عمل کنید تا در مقابل افکار عمومی و وجدان خود آسوده‌خاطر باشید ، جامعه به شرایط بحرانی خود رسیده است و مردم بی‌صبر شده‌اند و اعتراض‌های خود را در قالب تجمع‌های خیابانی و محتوی شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهند والان این وظیفه شماست تا حرکت کنید و راه رسم صحیح و درست کشورداری و نقاط ضعف را به مسئولان تذکر و ارائه راهکار نمایید، مگر نه آب در کوزه ماندن و جامعه تشنه بماند بی‌اخلاقی است و عین بی‌خردی علمی است.
و سلام