تاریخ انتشار خبر: 21 دی 1400 | 18:16:16
کد خبر : 11753
یادداشتی از حسین علیخانی:

درزی در کوزه افتاد ! 

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛حسین علیخانی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان: درزی در کوزه افتاد !  خواندم :«به شهر مَرو در زئي (خياط) بود بر در دروازه گورستان، دكان داشت و كوزه اي در ميخي آويخته بود و هوس آن داشتي كه هر جنازه اي كه از آن شهر بيرون بردندي  وي سنگي اندر آن […]

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛حسین علیخانی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان: درزی در کوزه افتاد ! 

خواندم :«به شهر مَرو در زئي (خياط) بود بر در دروازه گورستان، دكان داشت و كوزه اي در ميخي آويخته بود و هوس آن داشتي كه هر جنازه اي كه از آن شهر بيرون بردندي  وي سنگي اندر آن كوزه افكندي و هر ماهي، حسابِ آن سنگها  بكردي كه چند  كَس را بُردند  و باز كوزه تُهي كردي و سنگ، همي در افكندي تا ماه دگر؛؛ تا اینکه روزگار برآمد، از قضا درزي بِمُرد و مردي به طلبِ درزي آمد و خبر مرگ درزي نداشت، درِ دكانش بسته بود.

همسايه را پرسيد كه: اين درزي كجاست كه حاضر نيست؟

همسايه گفت: درزي نيز در كوزه افتاد» آهی کشید و رفت.

اکنون نیز همه ی ما با همان آه مشابه منتظریم تا روزی همچون درزی در کوزه بیفتیم و از سویی دیگر هشدار به سیاسیونی که بخاطر منافع شخصی وگروهی، منافع ملت را به بازی گرفته و باور ندارند که روزی مثل همان درزی در کوزه خواهند افتاد  یا شاید دانسته آن میکنند که نباید بکنند و تصور میکنند که:برای عزراییل تفاوتی دارد؛ چپ باشند یا راست ؛ درستکار باشند یا نادرستکار، دروغ گفته و اموال  مردم را به چپو برده اند یا خوش خدمتی نموده  و منتظرِ یک سپاس…

به هر حال میزان یغمای معلوم و جزای آن در این و آن دنیا را حتما خواهند دید هر چند نگارنده معتقد است: هر چه بگوییم ،گوش شنوایی از این سیاسیونِ  لاکچریسم نیست و البته عادت کرده ایم  با انواع نشنیدن ها و خبرهای پرچالشِ  روزانه ای  که هر کدامشان خاری در گلو هستند.

مثل خبر:ایلنا(۲۰/۱۰/۱۴۰۰) و گفتگو با علی بابایی نایب رییس کمیسیون اجتماعی مجلس که گفته: نمایندگان با تصویب کلیات بودجه پشت مردم را خالی کردند این بودجه آبروی دولت و مجلس را می برد و نگفته مردم با این نمایندگان و کمیسیون اجتماعی شان چه بکنند؟ و نگفته که لابیگری هایی که دیگران با جابجایی دو ردیف بودجه بنفع مناطق خودشان جابجا کرده اند و نه بنفع مناطق مختلف ایران؛ چرا نادیده گرفته  و با کدام تحلیل، به اولین بودجه رییسی رای به کلیات بودجه داده اند؟ یا شاید باز هم نگرانی مردم را نادیده گرفته و بدنبال استفاده از این فرصت طلایی بنفع خودشان و بضرر ملت خواهند بود یا شاید باز هم کارتلهای اقتصادیِ موج سوار داخلی«همان ۵% مولتی ملیاردی که اقتصاد کشور را در اختیار دارند» و برخی از آنها  اتفاقا، مشاوران دولتی هم هستند؛ نگذاشتند؟ و اگر این فرایند ادامه یابد یا اگر به لایه های مختلفِ فقر و بیکاری اکثریتِ جامعه باور یا فهم درستی نداشته باشند.

حداقل، علت عصبانیت مردم قزاقستان از ظلم بی امان افرادیکه مسولیت های کلان را اشغال کرده و دولت را مجبور به انحلال کرده اند ببینند هر چند که در آنجا هم تیم های نفوذی غربیها و امریکاییها از همین نقاط ضعف ؛ بستر کودتای قزاقی را فراهم کردند و این جریان چیزی از ظلم حکومتشان به مردم را نمی کاهد و مطمنم بزودی  تکنوازان سیاسی خودمان هم ، باید از ماه عسل  بازگشته و بفکر طلاق توافقی خود و پایداری چی ها با مردم باشند ولی ایکاش قبل از بازگشت به خویشتن ، بیانیه جنبش سوسیالیستی قزاقستان در مورد اعتراضات آن کشور را بخوانند که خیزش مردمی اش بخاطر ماهیت اجتماعی و طبقاتی یا عدم عدالت اجتماعی و تفاوت فاحش سطح فقر اکثریت جامعه با اقلیت برخوردار با حکومت چه کرد؟ و باور نکنند که  بخاطر افزایش قیمت گاز مایع  در بورس با اعتراضات و اعتصابات، همراه شد که اینطور نیست؛ بلکه عقده های فرو خورده سالیان متمادی ، مانند دمل چرکینی سر باز کرده و ظلم دولت به مردم  در حوزه های مختلف را بر دایره ریخته اند یعنی در لحظه ای که کاسه صبر مردم  بر زمین زده و شکسته میشود  باز هم دیر میشود  تا بجای مطالبات مردمی ؛ آتشفشانی غیر قابل مهار از هر آنچه در مسیر است را بسوزاند آنهم در زمانی که هیچکس باور نمیکرد  بی تدبیری و نادانی حکومت قزاق به بستر جامعه رسیده و راه بازگشتی  باقی نگذاشته  مگر با قدرت زور مجددا مردم را خفه کنند.

 اخیرا «ارلان کارین» معاون ریاست جمهوری قزاقستان می‌گوید ناآرامی‌ها در این کشور محصول یک حمله تروریستی هیبریدی (جنگ ترکیبی) بود که با مشارکت عوامل داخلی و خارجی و با هدف سرنگونی دولت انجام شد(در اواخر سال ۹۹ در سه شماره خود به آن اشاره،تحلیل و نتایج آن را برای خودمان گوشزد کرده ام) حالا امثال ما و سایر دوستانمان ، چقدر باید از بدی شرایطِ انحصاری ، بگوییم و چقدر نباید بشنوند و نفهمند تا روزیکه امنیت ملی را از داخل  با چالشهایِ غیر قابل جبران مواجه نمایند؟

نگارنده معتقد است ریشه ی فقر و بیکاری و بداخلاقی های سیاسی اجتماعی و اقتصادی را میتوان  از بدو تولد در خانواده ؛ مدرسه و با ادبیات و فرهنگ عمومی جامعه آموزش داده و با پرورش اصلاح نماییم ؛ که بقول سعدی هَر آنچه کِشتیم همان دِرَویم  و شک نکنیم که  اگر این بار منفعت طلبان ، نقدِ لطیفِ ادبیاتِ  مترتب بر رفتارهای سیاسی و عملکردی را درک و اصلاح نکنند حتما ادبیات سیاسی نمی دانند یا ذهن آنها از فرهنگ و هنر و ادبیات و فهم یک ملت خالی است؛ چون  چیزی برای گفتن باقی نگذاشته اند  و همه چیز مثل روز روشن شده تا بفهمند که  اگر باید بفهمند، میفهمند اما توان تغییر را ندارند و آنانکه نفهمیده اند حتما منافعشان اجازه نمیدهد که بفهمند و در آن زمان که خواهند فهمید مجبور میشوند با رفتار و تفکر توتالیتری  مثل الان قدرت را در دست اعضاى  یک جناح و تفکر خاص یا یک حزب واحد قرار داده و حساسیت های جامعه را بیشتر نمایند اما شک نکنند که همین اندیشه و رفتار مثل شمشیر داموکلس بر فرق سرخودشان خواهد خورد( به تعبیردرستی دست بالای دست).

اینجاست که هر سیاستمدارِ تاثیرگذاری بر چرخه زندگی مردم  تاثیرات منفی بگذارد و لیدرهای جامعه  به هنروادبیات و هویت فرهنگی جامعه و مردم بی ‌توجهی کنند روز خوش نخواهند دید ودر چنین شرایطی است که «هنر متعهد» وارد  و در مقابل سیاست  و نهادهای دیگر قرار گرفته و به نقد آنها پرداخته یا عصیان می‌کند، لذا پیشنها د میکنم  همه سیاسیون با اهتمام به  ایجاد عدالت در اندیشه و عمل برگرفته از سیره امام علی (ع)که مایه قوام هر چیز و معیاری بی‌جایگزین در خدمت انسان را معرفی میکند تا همه چیز بدرستی برپا و با آن سنجیده شود را بفهمند و بدانند که اگر با عدالت، عدالت‌خواهی و عدالت‌ورزی پیوند بخورند ؛ شاید مورد وثوق مردم قرار گیرند.

قرآن هم در این راستا تذکر جدی و آموزش میدهد: «أَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّ أَحَقَّ النَّاسِ بِهذَا الاَْمْرِ أَقْوَاهُمْ عَلَیْهِ وَ أَعْلَمُهُمْ بِأَمْرِاللهِ فِیهِ.»ای مردم سزاوارترین کس به زمامداری کسی ست که بدان تواناتر باشد  و در آن به فرمان خدا داناتر باشد و نهایتا مردم در این شرایط سخت، منتظر گشایشی در امور خویش هستند و هر گونه دروغ و خودشیفتگی برخی حکومت و دولت مداران را که فهم درزی را ندارند، بر نمی تابند.