تاریخ انتشار خبر: 29 تیر 1399 | 01:09:11
کد خبر : 9118
یادداشتی از غلامرضافروغی نیا:

جناب شهردار! وقتی یک شهردار منطقه ضعیف است،امان نده،عوض اش کن.وگرنه از کیسه خودت رفته است!

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛غلامرضافروغی نیا فعال سیاسی -اجتماعی دریادداشتی باعنوان:جناب شهردار! وقتی یک شهردار منطقه ضعیف است،امان نده،عوض اش کن.وگرنه از کیسه خودت رفته است! به کرات شنیده ایم که برخی از شهرداران مناطق و نواحی و یا بعضی از مناصب مهم در شهرداری به صورت سهمیه ای است.میان اعضای شورا و یا افراد […]

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛غلامرضافروغی نیا فعال سیاسی -اجتماعی دریادداشتی باعنوان:جناب شهردار! وقتی یک شهردار منطقه ضعیف است،امان نده،عوض اش کن.وگرنه از کیسه خودت رفته است!

به کرات شنیده ایم که برخی از شهرداران مناطق و نواحی و یا بعضی از مناصب مهم در شهرداری به صورت سهمیه ای است.میان اعضای شورا و یا افراد متنفذ.شاید هم منتقد!

این سخن جدیدی نیست.مختص این شورای آخرین هم نیست.لذا مناقشه ای هم، دیگر بعید است در این گزاره میان مخاطبان وجود داشته باشد.این قدر که شایعه در پیرامون شهرداری وجود دارد در حاشیه هیچ شخص حقیقی و یا شخصیت حقوقی وجود ندارد.

اینکه هر چند مدتی هم سازمان بازرسی آنجا ورود نماید و تمرکزی چندهفته ای و یا چند ماهه داشته باشد، هم پدیده جدیدی نیست که شنیدنش انگشت حیرت بر دهان کسی نگه دارد.حتی کارکنان شهرداری هم، دیدن چنین رویدادی را پذیرفته اند ودر این موارد پس از باخبر شدن لبخندی تلخ بر سیمای شان می نشیند و زیر لب می شنوی که می گویند:

_ بابا ولش کن .جان خودت حرف دیگری بزن!

با این وصف اداره هر منصبی می بایستی تَه مانده ای از یک توانائی را در مسئول مورد نظر داشته باشد. وگرنه می بینی یک «لیسانس حسابداری» که در امورمالی هم به عنوان کارشناس چندان توفیقی نداشته  و بی بهره از شِم مهندسی و اطلاعات مدیریت شهری است با فشار یک عزیزی می گذاری اش در راس شهرداری منطقه.آن هم مهمترین منطقه شهر که باید برایت درآمد داشته باشد و بودجه شهرداری روی کاکُل آن  بچرخد اما ملاحظه می کنی که در یک مدت کوتاهی: آنجا را می پوکاند!

تو هم به عنوان شهردار مرکزی لابد رودربایستی داری که عوض اش کنی و تَه دلت مانده که داد بزنی:

– بابا این چیزی بارش نیست و صدای همه را درآورده . منو خسته کرده.حتی توی امورمالی هم مالی نبود که حالا بایستی این را به ما به عنوان شهردار منطقه بچپانند!

نتیجه می شود: انتقادهائی که از خودت، جناب شهردار می شود . جنابعالی جیک ات هم در نمی آید.توی گلویت مانده . تبدیل به بُغض شده .دارد راه نفس ات را می گیرد.لااقل به خودت رحم کن!

البته علاجش آسان است.وقتی چیزی مثل روز روشن باشد، تغییرش کمی جرات می خواهد.

– داری؟… یاعلی ! … از فردا بفرستش به همان موقعیت قبلی. به عنوان :کارشناس امورمالی .برگ عوارض هم بده دستش تا برود توی منطقه و زیر برق آفتاب و زیر ماسک کُرونا ،تا بفهمد که حقوق این همه کارکنان شهرداری و منجمله خودش را چطور جمع و جور کند!

واقعیت این است که جناب شهردار! داری هزینه می دهی و افسار مدیریت هم بعد از مدتی در تله آزمون و خطای این مدیر سابق حسابداری منطقه که حالا شده شهردار منطقه ،از دستت در می رود.

خبرداری یا نداری ملت بایستی تاوان ندانم کاری اش را بدهند و خروار نامه های بی تصمیم که منتظر کمترین پاراف هستند در اثر ناتوانی جنابک شهردار منطقه، توی کارتابل اش ولو شده اند و مسئول دفترش هی می رود بالای سرش و تذکر می دهد که:این نامه را لطفا این طوری پاراف بفرمائید!

مردم بیچاره و علاف هم باید هی پول تاکسی بدهند .بیایند و بروند و درنهایت فحش و بدوبیراهش را جنابعالی نوش جان می کنی.

هرچند بلاخره یک جائی خِفت خودت هم بابت کارهای جناب شهردار عتیقه ،گیر می افتد و نمی دانی از کجا جمع اش کنی …این خط و این نشان!

از ما می شنوی، امانش نده و خودت را خلاص کن!

جراحی بعضی وقتها چاره هر دردی است.درمانی، لاجرم است.جایش هم براحتی پُر می شود.آدم لایق هم دور و برت هست. کافی است دست از سفارش این و آن برداری. در می یابی که براحتی می توان شهردار منطقه پیدا کرد.توی شهرداری بِگرد !

بلاخره هم آدم باتجربه و هم آدم سالم کاربلد ،می توانی بیابی.

این شهردارک را هم بفرست امور مالی تا از صفر شروع کند و مردم را پشت در نگه ندارد !