تاریخ انتشار خبر: 10 تیر 1397 | 20:25:36
کد خبر : 2876
یادداشتی ازسیدحمیدحسینی:

جناب آقای مقتدایی؛آنچه امروز اتفاق افتاده میراث مدیران گذشته است

زاگرس نشینان-نامه سراپا اعتراض جناب آقای مقتدایی را همه دیده ایم و خوانده ایم. نامه ای که ایکاش پیش از اتفاقات بیرون می آمد و نیامد. نامه ای که با همه ظواهر بسیار خوبش در درونش باز حس جاه طلبی و مقام خواهی وجود دارد. همان حسی که می گوید فقط ما هستیم و در […]

زاگرس نشینان-نامه سراپا اعتراض جناب آقای مقتدایی را همه دیده ایم و خوانده ایم. نامه ای که ایکاش پیش از اتفاقات بیرون می آمد و نیامد. نامه ای که با همه ظواهر بسیار خوبش در درونش باز حس جاه طلبی و مقام خواهی وجود دارد.
همان حسی که می گوید فقط ما هستیم و در این ملک قحط الرجال است. مرا باز گردانید مجددا درست می کنم. و باز جریان معکوس نظام شروع می شود.
باید گفت جناب آقای مقتدای استاندار پیشین دو دوره در خوزستان و استانی دیگر، نتیجه ای که امروزه گریبان دولت روحانی را گرفته است، حاصل ضرب عملکرد شماها بود. شما دو دوره استاندار خوزستان بودید. کافی نبود؟
دوره آخر شما در زمان روحانی را هم دیدیم. کابینه شما را دیدیم که با عصا رفت و آمد می کردند. شما که به هیچ روی به جوان گرایی در کشور اعتقاد عملی ندارید تنها و تنها توان نکته گیری و کنایه زدن و اعتراض خوبی دارید.
اگر می توانستید ایکاش اگر می توانستید همان مجموعه استانداری خود را به خوبی اداره می کردید. روند قانون گریزی را بر قانونمداری ترجیح دادید، سپس گمان کردید ریاست جمهوری روحانی از این مسئله می گذرد؟
مسلما شما روشتان مخالف با دستگاه دولت بود که ضرب الاجلی کنارتان نهادند. علمکردی که داشتید را بیان کنید تا ببینیم کدام عملکرد شما ناقص مانده است که باعث این وضعیت ناگوار امروزه خوزستان شد؟
جناب آقای دکتر مقتدایی: تنها مخالفت و نقد کردن کافی نیست، این در حیطه خبر است که شما در استان آنچنان به آنان نگاه نمی کردید، در مقام شما راهکار مهم بود که شما فاقد آن بودید و شجاعت صرف برای رهبری استان کافی نبود.
وضعیت کارون از دوره شما شروع به خراب شدن کرد، وضعیت خرمشهر و آبادان در زمان شما در همین دوره دوم هم بود، اعتراضات فراوانی هم بود اما کو گوش شنوا؟ شما جناب آقای مقتدای امروزه خوب نقد می کنید اما گوش شنوایی برای مطبوعات زمان استانداریتان نبودید.
تو را به خدا تقاضای برگشت نکنید. کناری بمانید و خود را تبرئه کنید اما بازگشت را رها کنید. دوران بازنشستگی را ادامه دهید. کشور ما درد پیری دارد. درد ناتوانی و عدم جسارت. اما اذهان پیرشده دیگر به درد کشور ما نمی خورد.
باید جوانترها و متخصصین واقعی بیایند نه آنان که مدارک جعلی شان گوش دنیا را کرده است. آینده کشور در گروه عملکرد صحیحی آینده است. دیگر دست از مدعی بودن بردارید همه شما مقصر بودید و این که امروز اتفاق افتاده میراث مدیران گذشته است.