تاریخ انتشار خبر: 5 بهمن 1399 | 23:45:17
کد خبر : 9671
یادداشتی از ملک محمد مکوندی:

تقدس گرایی/آفت جامعه

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛ملک محمد مکوندی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان:تقدس گرایی/آفت جامعه مدتی است که بازار تقدس گرایی و مقدس شمردن افراد و اماکن، و یا واقعه های طبیعی رونق پیدا کرده است، بطوریکه عده ای در رقابت با یکدیگر انچنان اخبار عجیب و غریب و افکار متحجرانه را در راستای قدیس سازی […]

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛ملک محمد مکوندی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان:تقدس گرایی/آفت جامعه

مدتی است که بازار تقدس گرایی و مقدس شمردن افراد و اماکن، و یا واقعه های طبیعی رونق پیدا کرده است، بطوریکه عده ای در رقابت با یکدیگر انچنان اخبار عجیب و غریب و افکار متحجرانه را در راستای قدیس سازی رواج می دهند،که نه تنها باعث حیرت متفکرین،
کارشناسان،دانشمندان،حوزویان شده است، بلکه اقشار مختلف مردم بخصوص جوانان را هم متحیر و متعجب نموده است. این تقدس گرایی غیر منطقی وغیرعقلی همچون موریانه به جان باورها، اعتقادات‌و مقداست واقعی بخش عظیمی از مردم افتاده و انها را سست ایمان کرده است. متاسفانه در مواردی باعث دوری و بری شدن جوانان از دین و مذهب واقعی شده است، در صورتیکه اگر مفاهیم دینی و مذهبی بصورت منطقی و مستدل و متناسب با عقل در جامعه بیان گردد و بطور نسبی متولیان امر به ان عمل نمایند سبب تقویت اعتقادات و جذب جوانان به دین و مذهب خواهد شد.

انسان ها یا معتقد به حقایق غیبی و ماورا طبیعی هستند و یا اعتقادی به این موضوعات ندارند. شايد بتوان گفت انهایی که معتقد نیستند، هیچ چیزی برایشان از قداست برخوردار نیست. اما انهایی که به ماورا طبیعت اعتقاد دارند، طبیعی است که حقایق غیبی را مقدس دانسته و سعی می کنند از ان پیروی کنند که این هم منطق درستی است.اما نکته ی حائز اهمیت این است که پذیرش حقایق غیبی و ماورا طبیعی باید با عقلانیت و فهم درست همراه باشد.

خدای متعال گوهر گرانبهایی بنام عقل را در وجود انسان به ودیعه گذاشت. همین گوهر عقل است که انسان را از سایر مخلوقات متمایز ساخته است.
براساس ایه مبارکه “فتبارک الله احسن الخالقین” لازمه ثناي خداوند متعال بر خودش این است که انسان بعنوان اشرف مخلوقات شمرده شود. در چنین حالتی انسان آیینه تمام نمای جلال و جمال خداوند است و اين صفات در او متجلي است.
جلال و جمال خداوند تنها می تواند در عقل انسان ها متجلی شود. اما بعضا دیده می شود انسان ها از عقلانیت و پذیرش موارد منطقی و برهانی استنکاف كرده و به تبع ان، دچار کج فهمی و انحراف مي شوند.اين انحراف سبب تقدس گرایی در زمینه های مختلف می شود.

تقدس گرایی مذموم و نا درست این است که از يك سو انسان به حقایق غیبی اعتقاد بورزد و از سوي ديگر در فهم ان حقایق، از عقلانیت صحیح استفاده نکند. قاعدتا این نوع تقدس گرایی و مقدس مابی اثار و تبعات مخربی در جامعه به جا می گذارد. جریان های افراطی و خشونت های عجیب و غریب، زاییده این نوع تقدس گرایی است.

یک نوع دیگر از تقدس گرایی مرسوم این است که سخن انسان عادی را به جای خدا و پیامبر (ص) می نشانند و بر اساس اینکه این سخن “سخن خدا و پیامبر است” به ان لباس تقدس می پوشانند و در نهایت اینگونه القا می کنند که رد این سخن، رد سخن خدا و پیامبر
(ص) است. بعضا عمل و اندیشه یک جریان فکری و یا نهادی که دارای مسئولیتی است را هم لباس قدسی می پوشانند و مخالفت با او را مخالفت با خدا
و پیامبر(ص) عنوان می کنند. ریشه جهل مقدس در همین باورهاست. به نظر می رسد تقدس گرایی در زندگی افراد جامعه با غلظت های متفاوت و
در‌ موضوعات سیاسی، اجتماعی
و فرهنگی جریان دارد.این نوع قدیس سازی ها هویت انسان را در معرض نابودی قرار می دهد.

نکته بسیار مهمی که در این بحث وجود دارد این است که اسطوره ها که برای رفع نیاز انسان به الگو، توسط خود انسان ها خلق می شوند، بدون هیچ اما و اگری مطلق اند، بنابراین غیر قابل نقد هستند و تمام سخنان انان وحي منزل بوده و کم و زیاد ندارد.در نتیجه انسان غیر معصومی که مجموعه ای از خوبی ها و بدی ها است مقدس می شود و دیگر نمی توان به او گفت بالای چشمت ابرو است.

درطول تاریخ بعضی ها سعی کردند از خودشان اسطوره بسازند و بعضی دیگر منافعشان در این بود که از دیگران اسطوره بسازند.این قضیه انچنان سرعت گرفت که برخی افراد در گذر ايام باورشان شده بود هرچه بگویند حرف حساب بوده و هر چه انجام می دهند کار درستی است.در حوزه اجتماعی برای مقدس سازي، در مرحله اول “بت” ساخته و بعد ان را می تراشند، در نهایت تسلیم ان شده و او را ستايش می کنند.
متاسفانه تاریخ ما نیز از این قاعده مستثی نبوده است.اول رضا خان میر پنج بود “رضاشاه” رضاشاه کبیر” و یا اول محمد رضای پهلوی بود “شاهنشاه اریامهر” “بزرگ ارتشتاران” بعد هم سایه خدا (خدا- شاه- مهین) و قص علی هذا. با نهایت تاسف باید اعلام کرد در شرایط حاضر هم این رویه کم و بیش ادامه دارد.

از افات های بارز تقدس گرایی این است که موجب گسترش خرافه، تحجر، جهل، جهل مقدس، تعصب‌کور و سواستفاده در میان مردم می شود و از میزان اندیشه ورزی و ازاد اندیشی و نقد اشخاص می کاهد.از طرف ديگر به تابو شدن افراد و مکانها، تعصب و سخت گیری دامن می زند.طبیعی است در چنین فضای، امکان رشد و بالندگی واوصافی چون استقلال فکری، دادگری و عدالت مداری، عزت نفس و اتکا به نفس، راستی و صداقت، دگراندیشی و روشنفکری، ضعیف و ضعیف تر می شود.

تقدس گرایی سرمنشا دیکتاتوری و استبداد است. هر چیزی که مقدس نامیده شود، یعنی شما دیگر حق ندارید به راحتی در باره ان اظهار نظر کنید و کوچکترین انتقاد به ان، هزینه سنگینی در پی خواهد
داشت. واقعیت این است که به غیر از ذات اقدس الهی و کتب اسمانی، چهارده معصوم وسایر پیامبران الهی و‌ مکان های مقدسی که خداوند حکیم مقرر فرمود و هچنین زمان هایی که مغفرت، رحمت و برکت خاص خداوند در انها تجلی پیدا می کند، مانند شب های قدر، ماه مبارک رمضان، عید فطر و عید قربان و غدیر، تاسوعا و عاشورا که مقدس هستند، بنظر نمی رسد کسی و یا مکان هایی ویا روزهاي خاص دیگر ي مقدس باشند.

کمی به گذشته برگردیم. به جنگ می گفتند دفاع مقدس و‌ وقتی به جامعه مان نظری می افکنیم به مجموعه ای از مفاهیم مقدس بر می خوریم، دفاع مقدس، مرگ مقدس، خون مقدس، وظیفه مقدس، ادم‌ مقدس، کشور مقدس، خاک مقدس، و ….. این مفاهیم ایجاد می شوند تا به مخاطبان بگویند ورود به حوزه مقدسات ممنوع است. مثلا در مورد عملیات نظامی، تصمیمات و اشتباهات برخی از فرماندهان در بعضی از عملیاتها که منجر به شهادت تعداد زیادی از بهترین جوانان این سرزمین گردید، کسی حق کنکاش، ورود و نقد نداشته و ندارد. مخالفت و یا کنکاش و اظهارنظر مخالف با هر پدیده مقدسی، خیانت محسوب می شود.تاریخ به ما نشان داده است که بر خلاف این متظاهرین، انانی که دغدغه واقعی میهن، دین، مذهب و انسانیت را داشته اند از سوی همین متعصبین و تقدس گرایان بیشترین ضربات را در طول تاریخ دریافت نموده اند.