تاریخ انتشار خبر: 5 مهر 1399 | 22:46:47
کد خبر : 9331
یادداشتی از ملک محمد مکوندی:

اعتماد / امید / افق گشایی

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛ملک محمدمکوندی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان:اعتماد / امید / افق گشایی وقتی بیماری درشخصی آنقدر حاد می شود که جز با جراحی نتوان حلش کرد هر آدم عاقل و دانا و آینده نگر بدن خو‌یش را به تیغ جراحی می سپارد چون راهی برای درمان آن باقی نمی ماند با […]

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛ملک محمدمکوندی فعال سیاسی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان:اعتماد / امید / افق گشایی

وقتی بیماری درشخصی آنقدر حاد می شود که جز با جراحی نتوان حلش کرد هر آدم عاقل و دانا و آینده نگر بدن خو‌یش را به تیغ جراحی می سپارد چون راهی برای درمان آن باقی نمی ماند با قرص و دارو مشکل حل نمی شود. ادامه حیات او تنها به جراحی وابسته است.
واقعیت این است که سیستم ایران از نظر اقتصادی،اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به جایی رسیده که جز با جراحی امکان ادامه حیاتش سخت و تحمل آن مشکل شده است.احتمال وقوع این جراحی پس از انتخابات ۱۴۰۰ بنا به دلایل زیر بسیار زیاد است :

اعتماد
اعتماد عمومی از بدو تشکیل جمهوری اسلامی بالاترین پشتوانه نظام بود. رای ۹۸/۲ درصد به نظام، گویای این واقعیت است.در اوایل انقلاب مردم بدلیل اعتماد به امام و مسئولین تمام هستی اعم از جان و مال خود را تنها با یک اشاره تقدیم می کردند.هر گونه سختی را با دل و جان پذیرا بودند در بدترین شرایط زیر بمباران و موشک زندگی کردند، ماه ها زیر چادر و با نبود هیچ گونه امکانات رفاهی بسر بردند اما هیچ اعتراضی نمی کردند.
از دهان زن و بچه خود گرفتند و به جبهه و رزمندگان کمک کردند. تنها فرزندشان را با دل و جان به عشق میهن و اسلام به جبهه و روی میادین مین فرستادند.
در تمام صحنه های انتخابات و راهپیمایی ها حضور فعال داشتند. همه اینها بدلیل اعتمادعمومی مردم به حکومت و مسئولین اتفاق افتاد، اما بتدریج همه چیز عوض شد رفته رفته ریا و دورویی جای صداقت و راستی را گرفت. ساده زیستی به فراموشی سپرده شد،دروغ گویی و دروغ پروری روز به روز از جانب مقامات افزایش یافت و به جامعه تسری پیدا کرد.انحصار و قدرت طلبی جای ایثار و فداکاری را گرفت.

دست درازی به بیت المال آنچنان زیاد شد که حساب و کتاب آن از دست همه در رفت.ارقام در حد ۳ و ۴ و ۱۰ هزار میلیارد تومانی و بالاتر در پرونده های فساد خودنمایی می کند.درآمد ارزی حیف و میل شد.هر روز صحبت از گم شدن یک میلیارد و دو میلیار دلار تا ۱۸ میلیارد دلار همراه با آنهمه طلا به ترکیه مطرح می شود.
ارز ۴۲۰۰ تومانی به بدون حساب و کتاب به طبقه ویژه وابسته داده شد و اکثرا کالایی وارد نگردید.
بانکها غارت و وامهای داده شده برگشت نشد.صندوق های قرض الحسنه پول مردم را بالا کشیدند صنایع بزرگ تحت عنوان خصوصی سازی و اجرای اصل ۴۴ به حراج گذاشته شد. و با کمترین قیمت به نور چشمی ها واگذار شد. سرنوشت مربوط به درآمد ارزی ۸۰۰ میلیارد دلار زمان آقای احمدی نژاد در هاله ای از ابهام قرار گرفت. رفته رفته فاصله و شکاف طبقاتی بین یک اقلیت وابسته به قدرت و مردم بشدت افزایش یافت نه تنها پول نفت سر سفره مردم نیامد بلکه این سفره روز به روز کوچکتر شد.
طبقه فقیر به طبقه مستاصل و طبقه متوسط به طبقه فقیر نزول پیدا کرد.
تورم و گرانی و بی ارزشی پولی ملی به منتهای درجه خود رسید فشار اقتصادی و معیشتی امان مردم را برید بیکاری و تعطیلی واحدهای تولیدی روز به روز گسترش یافت.
آزادی مردم کمتر و حلقه فضای انتخابات روز به روز تنگ تر شد.این موضوعات و برخی مشکلات دیگر باعث کم رنگ شدن بسیار زیاد اعتماد عمومی  بعنوان بالاترین پشتوانه نظام گردید.بطوریکه مردم حرف راست مسئولین را باور ندارند.عدم‌مشارکت آنها در انتخابات اخیر نشان از بی اعتمادی آنهاست. تازه عده ای فریاد می زنند در ترکیه به درخواست رییس جمهور و به منظور حفظ ارزش پول ملی مردم دلارها را به لیر تبدیل و یا آنها را آتش می زنند، مردم ایران یاد بگیرید!!!!
*فراموش کردند که این مردم پاره تنشان را روی میدان مین فرستادند.* فراموش کردند که آن پیرزن روستایی تنها دارایی خود که همان مرغ و تخم مرغ بود را هدیه داد .فراموش کردند که زنان و نوعروسان طلا های خودشان را تقدیم جبهه و جنگ کردند فراموش کردند که مردم این همه شهید و جانباز و آزاده تقدیم انقلاب کردند که تازه مشخص گردید جان عده ای از آنها بدلیل ندانم کاری و بی مسئولیتی برخی از فرماندهان نظامی به هدر رفت.

امید به آینده
از قدیم‌گفتند آدمی به امید زنده است. این یک ضرب المثل عامیانه است که حاکی ازنقش امید در زندگی انسانهاست.امید ریشه در فلسفه آگاهی و عقل انسان دارد.فلسفه امید حتی در نزد مایوس ترین فیلسوف یعنی نیچه به عنوان یک امر مقدس و نایاب نمود یافته بود
از منظر دینی نیز امید یکی از
گوهرهای تابنده حیات در وجود آدمی است.
حضرت علی (ع)فرمودند :بزرگترین گناه نا امیدی است.
این نگاه در نوع خود فلسفی ترین نگاه به امید است.امید پدیده ای است که به انسان حیات و نشاط می بخشد و آینده و سرنوشت انسان را تعیین می کند.آنچه که گفته شد تنها متعلق به امید درون فرد و یا امیدی فردی نیست بلکه امید بیش از آنکه در سرنوشت فردی تاثیر داشته باشد در سر نوشت جمعی انسانها موثر است از این منظر امید اجتماعی از نگاه روانشناسی جمعی مهم ترین عامل تعیین کننده در جهت دهی سرنوشت جمعی انسانها است.

متاسفانه بدلیل وقایع پیش آمده و شرایط رقت انگیز اقتصادی و معیشتی و شرایط اجتماعی حاضر، امید اجتماعی بشدت کاهش یافت، سیل مهاجرت جوانان و نخبگان به سوی دیار غربت ناشی از ناامیدی فردی و اجتماعی است.بالا رفتن سن ازدواج و ازدواج گریزی و کاهش نرخ زاد و ولد افزایش خودکشی ها و افزایش بیماریهای روحی و روانی ناشی از ناامیدی فردی و اجتماعی است.

افق گشایی
واقعیت این است که با کم رنگ شدن اعتماد عمومی و کاهش امید فردی و اجتماعی ،تنها راه برون رفت از وضعیت فعلی
افق گشایی است.طی دهه های انقلاب، مردم علی رغم ناملایمات، پروسه های مختلفی را تجربه کردند.از شرایط جنگی به شرایط بهبود و از شرایط بهبود به اصلاح در سال ۷۶ و از اصلاح به تحول خواهی روی آوردند. تنها راه باقیمانده از تحول به افق گشایی است.بعد از افق گشایی چیزی نیست وجایی نیست که برویم بعد از آن انهدام است و بس.
شرایط اقتصادی و سیاسی و شرایط جامعه و کرونا همگی دست به دست هم دادند تا آخرین لقمه هایی که از چاه نفت بدست آوردی را به غفلت نخوری و فقط صرف زنده ماندنت نکنید برای داشتن چیزی بیش از زنده ماندن باید الگوی زیست خود را تغییر دهی و این همان افق گشایی است.
اصلاح طلبی در سال ۷۶ می توانست شروع نشود اما تشتت بوجود آمده در آن شرایط باعث شد که جامعه از این فرصت استفاده ببرد و اصلاح طلبی تصادفی شروع شد الزامی به تکمیل آن ندیدند مانع تکامل آن شدند. تحول خواهی در سال ۸۸ می توانست شروع نشود. وقتی شد نگذاشتند تکمیل شود.اما افق گشایی را نه می شود مانع شروعش شد و نه پس از شروع مانع تکمیل آن شد تحمل شرایط موجود بسیار سخت شد. بنابراین گریزی به جز افق گشایی نیست. *افق گشایی با انتخابات ۱۴۰۰ رخ خواهد داد.
فرقی نمی کند در یک انتخابات پرشور و یا انتخابات حداقلی چه کسی بیاید.اصول گرای دو آتیشه، اصول گرای معتدل، یک فرد نظامی یا یک فرد اصلاح طلب و تحول خواه ، یا میانه رو، نتیجه یکی خواهد بود.
چون اقتصاد و سیاست در ایران به انتهای راه خود رسیده است و گرفتار توفان گردید.
ملوان هر کس می خواهد باشد
باید این تلاطم را پشت سر بگذارد و به جاده اصلی باز گرداند والا بعد از آن معلوم نیست چه سرنوشتی در انتظارمان است.
کل نظام باید به افق گشایی تن دهد در غیر این صورت این مریض با دارو درمان نخواهد شد افق گشایی انتخاب همه با هیچ است.

اصلاح قانون اساسی

مشارکت واقعی مردم در تعیین سرنوشت خویش و نه بازی در زمین شورای نگهبان، تقویت جمهوریت نظام در قالب دادن مسئولیت و اختیارات کامل به نهاد ریاست جمهوری و مجلس، پاسخ گویی در قبال مسئولیت، عدم تداخل در مسئولیت ها، آشتی ملی در داخل،صلح با آمریکا و دنیای غرب و ارتباط دادن اقتصاد ایران به اقتصاد دنیا و نه تحریم و محاصره، شاکله اصلی افق گشایی است. برگشت آمریکا به برجام و توافق در برجام ۲ که نشانه های آن وجود دارد امری اجتناب ناپذیر است ،اما نه در دولت روحانی.

مبادا گمان کنیم ترامپ در انتخابات شکست خواهد خورد. گرچه مذاکره با ترامپ تضعیف شده در شرایط فعلی به مراتب بهتر از جوبایدن پیروز خواهد بود. ولی نظام قبل از انتخابات ریاست جمهوری در ایران زیر بار آن نخواهد رفت
زمان و شرایط رمز موفقیت در دیپلماسی است. در هر صورت چه ترامپ و چه بایدن هزینه مذاکره برای ما چند روز فشار روانی و حداکثر جام زهر هست .منفعت زیاد و سنگین برای دو طرف وجود دارد برای ما منفعت واقعی و عالی است و با معیشت و آینده مردم و جوانان میهن سر و کار دارد.
نجات کشور و جوانان از ناامیدی اجتماعی باز گرداندن اعتماد دوباره مردم به نظام جمهوری اسلامی ساختن ایران نیرومند از نظر اقتصادی و نظامی متعامل با دنیا از مزایای اصلی این توافق است. قطعا یک سیاست مدار میهن دوست از هردیدگاهی باشد از آبروی خود برای عبور از این بحران مایه خواهد گذاشت و کشور را با هدایت و کمک همه ارکان حکومت نجات خواهد داد.
─┅─═इई 🌹📚🌹ईइ═─┅─