تاریخ انتشار خبر: 24 تیر 1400 | 13:21:08
کد خبر : 10447
یادداشتی از بیژن ایروانی:

از پاچه‌خاری تا پاچه‌خواری

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛بیژن ایروانی فعال فرهنگی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان:«از پاچه‌خاری تا پاچه‌خواری» پاچه‌خاری در فرهنگ ایرانی از ریشه‌های تاریخی ِ ستُرگ و عمیق برخوردار است و هماره به شیوه‌های گوناگون بازتولید شده است. از روزگاران کهن، شاعران ِ درباری در ثنای پادشاهان و صاحبان قدرت سروده‌‌‌اند و در مقابل، زر و سیم ستانده‌اند. […]

به گزارش خبرگزاری زاگرس نشینان؛بیژن ایروانی فعال فرهنگی-اجتماعی در یادداشتی باعنوان:«از پاچه‌خاری تا پاچه‌خواری»

پاچه‌خاری در فرهنگ ایرانی از ریشه‌های تاریخی ِ ستُرگ و عمیق برخوردار است و هماره به شیوه‌های گوناگون بازتولید شده است. از روزگاران کهن، شاعران ِ درباری در ثنای پادشاهان و صاحبان قدرت سروده‌‌‌اند و در مقابل، زر و سیم ستانده‌اند.
نمونه‌های فراوانی از زندگی پاچه‌خارانه‌ی ایرانیان در برخی منابع تاریخی/سفرنامه‌ای به چشم می‌خورد که یکی از مشهورترین آنان را «شاردن»، جهانگرد بنام دوره‌ی صفوی روایت کرده. آنجا که به دستور شاه عباس به جای تنباکو، سر قلیان‌ها از سرگین خشک اسب پر می‌شود و ادامه‌ی آن را همگی خوانده‌ یا شنیده‌اید.
اما به نظر می‌آ‌ید امروزه این نوع زندگی ِ انگلی خود تبدیل به نوعی سبک زندگی شده و گویا از «پاچه‌خاری» به «پاچه‌خواری» رسیده‌ایم!! حالا دیگر پاچه‌خاری در لایه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و به تبعْ اداری کشورمان رسوخ کرده. از مجری فلان برنامه‌ی تلویزیونی یا سالنی گرفته که اجرا را فراموش کرده و فقط در تدارک چیدن بادمجان(!!) است تا آن خبرنگارنمایی که تنویر و تبیین و نقد شجاعانه و مسئولانه را رها کرده و در اندیشه‌ی فلان و بعمان است. از آن گزارشگر ورزشی که گاه بیخیال ِ گزارش شده و با ادبیات سخیف و کاسه‌لیسانه باعث می‌شود با خشمْ شبکه را عوض کنی گرفته، تا برسیم به فلان صاحب منصب و وزیر که گویی عنوان پایان نامه‌اش «بررسی عمق تاثیر چاپلوسی و تملق بر زندگی فردی و اجتماعی» بوده است.
اگر روزگاری پاچه‌خاری فقط در حصار دیوارهای بلند یک قصر و چند قلعه بود، امروزه در زیرین‌ترین لایه‌های جامعه «نهادینه» شده. حالا خودخواسته و مشتاقانه و نیازمندانه دست به «نوکرپروری» و «چاپلوس پروری» می‌زنیم. اگر هر جا در تولید وامانده‌ایم اما چرخه‌ی پاچه‌خوار پرورمان چرخ‌هایی صیقلی و روان دارد.

نیک می‌دانیم که از نتایج بدیهی و طبیعی پاچه‌خاری، «ریا» و«تزویر» است. همان که اجازه نخواهد داد شهروندانْ بر اساس شایستگی‌های‌شان بر مسند ِ مسئولیت‌های مختلف ِ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، ورزشی و… بنشینند. که اگر چنین بود، حال و روزمان بهین بود.
به ضرس قاطع می‌گویم که اگر فقط همین یک ویژگی ِ پاچه‌خاری را نمی‌داشتیم، اوضاع کشور بسی بسامان‌تر از آنی بود که شاهدیم.
و چه ترسناک است یک جامعه‌ی پاچه‌خار ِ پاچه‌خوار..‌.

بیژن ایروانی
۲۴ تیرماه ۱۴۰۰