تاریخ انتشار خبر: ۳۰ , آذر, ۱۳۹۷ | ۱۰:۵۰:۲۴
کد خبر : 4121
یادداشتی ازمنصورکاوسی:

نگرشی بر پدیده ی خودکشی در ایذه

زاگرس نشینان- وقتی تاریخ را برگ بزنیم ، یکی از شهرهای آباد و کهن که پیشینه ای به قدمت تاریخ دارد و در دوره علامیان بخشی از پایتخت دوران باستان و در دوره ی اسلامی از شهرهای آباد و مهم تجاری بوده است ، شهرستانی که از سال ۱۳۲۷ هجری شمسی رسما دارای فرمانداری مستقل […]

زاگرس نشینان- وقتی تاریخ را برگ بزنیم ، یکی از شهرهای آباد و کهن که پیشینه ای به قدمت تاریخ دارد و در دوره علامیان بخشی از پایتخت دوران باستان و در دوره ی اسلامی از شهرهای آباد و مهم تجاری بوده است ، شهرستانی که از سال ۱۳۲۷ هجری شمسی رسما دارای فرمانداری مستقل بوده و در تقسیمات کشوری شهرستان ایذه نامیده شده است، ، برخورد خواهیم کرد .

اما با کمال تاسف امروزه جز شهرستان های کمتر توسعه یافته (فقیر) کشور محسوب می شود که خود درد جانکاهی است که تبعیدگاه بودن آن ، جانسوز بودن این درد را چند برابر می کند . باید گفت وضعیت تاسف بار کنونی زیبنده ی نام و قدمت ایذه نیست .
هر چند این شهرستان از قدمت تاریخی برخوردار است اما وقتی در عصر ارتباطات ، صنعت و تکنولوژی به این نقطه از نقشه ی کشور نگاه می کنیم ، بیشتر یک روستای بزرگ در ذهن تداعی می شود که از لحاظ طولی و عرضی گسترش یافته و از خدمات، امکانات و ساختارهای شهری بهره مند، محروم است. وقتی بزرگترین شهر سنگ نگاره های تاریخی تبعیدگاه مجرمین ، بزهکاران و….. شده است ، قطعا گستره ی سطح آسیب های اجتماعی افزایش خواهد یافت .
مردم ساکن در این نقطه از کشور ، مردمانی سخت کوش ، با اصالت ، سرشار از استعداد و ده ها صفت ممتاز و شایسته ی دیگر می باشند که متاسفانه سال ها مورد بی مهری قرار گرفته و از ماشین توسعه فاصله گرفته اند که در این مرقومه به صورت خلاصه به عنوان علل دخیل در بروز ناهنجارها و آسیب های اجتماعی عوامل تأثیرگذار ، مورد اشاره قرار داده خواهند شد .
با توجه به وضعیت جامعه و شرایط کنونی جهان ، این شهرستان نیز به تبعیت با ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی ناخوشایندی مواجه است که متاسفانه پدیده ی خودکشی در این شهرستان حالت بحرانی به خود گرفته و بصورت فراگیر و اپیدمی در حال گسترش است ، بخصوص وقتی سن اقدام به این عمل کاهش یافته و رنج انتهای دوره ی کودکی دوم (۱۱ تا۱۲ سالگی) و اوایل نوجوانی را در بر بگیرد تکان دهنده و غیر قابل تصور می باشد.
وقتی یک ناهنجاری و هر آسیب اجتماعی که پدید آید ، حتما از عوامل و علت ها مختلف پیروی می کند ، یعنی آنچه ما می بینیم معلول است که باید علت یابی و بصورت کارشناسی مورد بررسی قرار گیرد . عواملی همچون فقر اقتصادی ، فقر فرهنگی ، بیکاری ، نبود زیر ساخت های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ، نبودن مکان های تفریحی مناسب ، عدم توزیع مناسب سرمایه ها، صنایع و تجهیزات صنعتی ، عدم آشنایی با مهارت های اجتماعی و زندگی ، عدم اشتغال در مشاغل پایدار ، عدم توزیع عادلانه درآمدها ، نبود زیر ساخت های مولد، زیر بنایی و عمرانی و…. اشاره کرد.

۱-شرایط اقتصادی این شهرستان وضعیت تاسف بار و غم انگیزی دارد ، به دلیل نبود زیرساخت های اقتصادی از قبیل ؛ عدم سرمایه گذاری های مولد ، صنایع مادر ، تولیدات صنعتی ، کشاورزی مدرن و…..بیشتر مردم این شهرستان از درآمد بسیار کمی برخوردار می باشند و جمع کثیری هم بصورت نیروی فنی ، کارگر ماهر و…. در پروژه هایی مثل عسلویه و…. فعالیت دارند (که خود حکایت دردناک دیگر دارد و بحثی مفصل می طلبد).وقتی مردمی دچار فقر اقتصادی شوند خود عاملی است برای گسترش بزهکاری ، آسیب های اجتماعی، معضلات اجتماعی ، رفتاری و….
۲-بیکاری که نتیجه و زایش مورد قبلی است ، چه به صورت بیکاری آشکار و چه بصورت بیکاری پنهان ، فصلی و کاذب بیداد می کند ، ساختار سنتی این شهرستان نیازمند بکارگیری سیاست های مالی و اقتصادی شایسته همراه با برنامه ریزی های کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت می باشد . رشد روز افزون بیکاری و عدم کسب حداقل درآمد عاملی غیر قابل انکار است که گسترش سطح بیکاری ، همبستگی مثبت و مستقیمی با افزایش آسیب های اجتماعی دارد .
۳- امکانات بهداشتی و درمانی ، پزشکی و…..پاسخگوی جمعیت شهرستان نیست ، مردم این شهرستان گاهی برای درمان و پیگیری جزیی ترین وضعیت بهداشت و درمان خویش یا عضوی از خانواده مجبورند مسیری بین ۲۰۰تا۴۰۰کیلومتر (اهواز ،اصفهان و….) را طی طرق نمایند و چه انسان های بی گناهی که به دلیل نبود امکانات بیمارستانی دنیا را وداع گفتند و ما در عصر پیوند اعضا، نام تقدیر و سرنوشت بر آن گذاشتیم ( متاسفانه یکی از بیشترین آمار های کشتار جاده ای مربوط به این شهرستان می باشد و…. ) .
نبود و یا کمبود پزشک متخصص در رشته های مختلف پزشکی و…..بر شدت این معضلات افزوده است.
۴-کمبود امکانات ، تجهیزات فنی و حرفه ای ، دانشگاهی و….. نیز تاثیرگذار است . وقتی صحبت از جنبش نرم افزاری و تولید علم ، اینترنت ، جنگ نرم ، دهکده ی جهانی و….. است ( هر چند شهرستان ایذه طبق آمار ها نسبت به شاخص جمعیت ، از افراد مستعد ، باهوش و ذکاوت بالا ، دارای تحصیلات تکمیلی و….برخوردار است ) ، اما ضعف سرمایه گذاری مناسب و زیر ساختی در این خصوص ، نبود آموزشکده های فنی و حرفه ای ، دانشگاه های دولتی ، فرهنگ سرا های چند منظوره و…. معضلات فرهنگی و آموزشی عدیده ای ایجاد نموده است.
۵-کمبود و کاهش سطح رفاه ، امکانات تفریحی ( عدم وجود پارک و فضای سبز مناسب ، موسسه های فرهنگی و هنری ، سینما و…..) کمبود امکانات و تجهیزات ورزشی و رفاهی از مشکلات و معضلات عمده ی دیگر مردم این شهرستان می باشند که عوامل درآمد ، فرهنگ ، اشتغال ، صنایع و…..از یک طرف و توزیع نامناسب درآمدها ، مزیت های اجتماعی ، نابرابری ها و…. از طرف دیگر بر گستره ی محرومیت ها و وضعیت نابسامان کنونی افزوده اند.
۶-ضربآهنگ مهاجرت از روستا به شهر بعد از پایان پروژه ی سد کارون سه( دستاورد بی برنامه بودن متولیان وقت ) ، که منجر به نابودی ده ها روستا، طبیعت بکر منطقه ، شکل گیری یکی از بزرگترین کوچ های اجباری در کشور ، افزایش حاشیه نشینی ، گسترش بیکاری و…. ارمغان شومی برای ایذه و دهدز بودند که با سال ها کار فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی نمی توان پیامدهای آن را به حداقل رساند. مردم روستاهایی که خود تولید کننده و خودکفای نسبی در تامین مایحتاج اولیه خویش بودند ، به خیل بیکاران ، مصرف کنند گان تولیدات کشاورزی و…. اضافه شدند ، ضمن آنکه آنان هم که در مناطق روستایی پشت سد کارون ماندگار شدند از کمترین خدمات رفاهی ، حمل و نقل و….. برخوردار می باشند (چندین هزار جمعیت که بالای ۱۵ سال اسیر بی تدبیری مدیران وقت در روستاهای دنبال رود غربی و شرقی کارون شده اند ) .
۷-پدیده ی دردناک و فلاکت بار دیگری که همچون بختک بر این شهرستان سایه افکنده است ، رواج رفتارهای مبالغه آمیز ، باندگرایی ، گروه گرایی و. .. است، که پیامد آن شک و تردید نسبت به ارزش ها و الگو های عمل را به افراد جامعه بخصوص قشر تحصیل کرده تزریق می نماید که کمترین نتیجه و پیامد آن کجروی نسبت به ارزش ها و تند کردن ضربآهنگ مهاجرت به شهرهای برخوردار است ، طبق آمارها ، میزان خروجی نیروهای تحصیل کرده ، سرمایه گذار و توانمند چند برابر میزان ورودی به این شهرستان می باشد ، اگر سرمایه های اجتماعی ( افراد تحصیل کرده مولد) و سرمایه های مالی ایذه ای های ساکن در دو کلان شهر اهواز و اصفهان را فقط سرانگشتی محاسبه کنیم ، عمق فاجعه را تا مغز استخوان لمس خواهیم کرد .
وقتی سرمایه های مادی و معنوی از جامعه ای خارج شوند ، فقر ، بیکاری و صدها آسیب اجتماعی نوظهور آن جامعه را در بر خواهند گرفت .
۸-یکی از پدیده های شومی که در این شهرستان رواج دارد و هر روز هم بر گستره ی آن افزوده می شود، تخریب و حذف افراد نخبه ، ورزیده ، کارآمد ، خلاق و…..است که کمترین پیامد آن احساس حقارت ، انزوا ، ناامیدی ، سرخوردگی ، مهاجرت و….. می باشد . ضمن اینکه باید گرایشات قوم گرایی، معاملات سیاسی و…. را هم به این عامل اضافه کرد، موضوعی که بیشترین ضربه را بر پیکره ی شهرستان وارد نموده و باعث حذف بخش اعظمی از منابع مادی و معنوی و پتانسیل های موجود در منطقه شده است ، هر چند اینگونه نسخه پیچی منافع تعداد محدودی را تامین می کند اما فرصت های بیشماری در ابعاد مختلف فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و….. از شهرستان سلب نموده است.
۹-عدم برخورداری از آموزش های مناسب روان شناختی و دستاوردهای علم روان شناسی ، تاب آوری و….. در غالب یادگیری مهارت های زندگی و اجتماعی ، مهارت ها ی خودباوری و خود کارآمدی ، خویش کنترلی و…… فرهنگ سازی ، الگوسازی مناسب و….. در آموزش های رسمی و غیر رسمی .
۱۰-درماندگی آموخته شده ؛ وقتی افراد دچار یاس ، سرخوردگی ، ناکامی ، تعارض ، تنش روانی ، ناامیدی ، حقارت ، افسردگی و…… شوند ، تسلیم وضعیت کنونی شده ، قدرت استقامت ، سرسختی و…. خویش را از دست می دهند ، هنگامی که اینگونه شود فرد دچار روان گسیختگی شده ، قدرت تصمیم گیری خویش را از دست می دهد و مرگ انتخابی را بر وضعیت موجود ترجیح می دهد که می توان بخش اعظمی از پدیده ی خودکشی را به این عامل نسبت داد که خود زایش عوامل مطرح شده ی قبلی می باشد.
از دیدگاه روان شناسان ، روان پویایی به ویژه بروید ، انسان ها از دو غریزه پیروی می کنند( غریزه ی زندگی و غریزه مرگ ) که تمایل همه ی افراد به غریزه ی زندگی چند برابر غریزه ی مرگ است، اما هنگامیکه جامعه ای عوامل تامین کننده ی نیازها را از دست بدهد ، غریزه ی مرگ بر آن جامعه چیره می شود که عوامل ذکر شده در بالا افراد جامعه را مورد تاخت و تاز قرار می دهند ، که با این روند آشفتگی ذهنی و روانی بر فرد یا افراد جامعه مستولی می شود، که اگر یک نگاه اجمالی به شهرستان ایذه داشته باشیم ، «رنگ رخسار خبر دهد از سر درون » .

*پی نوشت*
……………………………..
۱-این نوشتار خلاصه ای از مطالبی است که نویسنده در آذر ماه، سال ۱۳۹۰ در نشریه فرهنگ جنوب به عنوان زنگ خطر نوشته است.
۲-نویسنده ی این نوشتار به مدت ۲۰سال در تمام مقاطع تحصیلی ( از اول ابتدایی تا فوق لیسانس ) به تدریس و آموزش، ۱۵ سال به ارایه خدمات روان شناختی و مشاوره در شهرستان ایذه ، اشتغال داشته اند .